تبليغاتX
خورشید تابنده

پاسخ آيت الله مكارم شيرازى به عبدالكريم سروش:

افكار صوفيانه و ناتوانى در تفسير قرآن
سرچشمه انحراف درباره پيامبر(ص) است

 

گروه سياسى ـ در پى انتشار اظهارات اخير عبدالكريم سروش درباره قرآن، مركز پژوهشگاه قرآنى اميرالمؤمنين (ع) قم نظر آيت الله ناصر مكارم شيرازى را پيرامون اين مسئله جويا شده است.
آيت الله مكارم شيرازى در اين گفت وگو در پاسخ به سؤالى درباره دلايل صحبت هاى اخير سروش در مورد اصالت قرآن و نقش پيامبر در توليد قرآن، تصريح كرد:
 به يقين اين گونه سخنان هيچ گونه سازگارى با متون اسلامى بخصوص قرآن مجيد ندارد و دانسته يا ندانسته جسارت عظيمى به قرآن مجيد و پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) است و قداست قرآن را زير سؤال مى برد.
وى افزود: سرچشمه اين تفكر انحرافى كه تازگى هم ندارد دو چيز است:
اول، فرو رفتن در افكار صوفيانه افراطى و تأثر پذيرى از مسئله حلول و اتحاد صوفيان آنگونه كه وجود پيامبر (ص) را پر از خدا مى پندارند و مانند آن و دوم، ناتوانى در برابر تفسير بعضى از آيات قرآن مجيد مانند آيات مربوط به هفت آسمان و رجوم الشياطين و امثال آن و پنداشتن ناسازگارى آن با علوم روز و اين به آن مى ماند كه انسانى كه بر اثر نقص اطلاعاتش گوشه ديوار قصر باشكوهى را ناموزون مى بيند، برخيزد و بخواهد آن قصر را از بيخ و بن ويران كند.
آيت الله مكارم شيرازى همچنين تصريح كرد: مفهوم اين سخن كه قرآن مجيد مستقيماً از سوى خدا نيست تكذيب پيامبر(ص) است. زيرا
الف) در ۱۰ آيه از قرآن مجيد مى خوانيم: اگر قرآن جوشيده از درون روح پيامبر (ص) است چگونه آن را با اين صراحت به خداوند متعال نسبت مى دهد. آيا اين تكذيب پيامبر (ص) نيست
آيا همين كه خداوند آفريننده اوست مجوز تعبير مى شود اگر اين گونه است پس چه مانعى دارد كه بگوئيم تمام اشعار حافظ و سعدى از سوى خداست زيرا خداوند آفريننده آنهاست. اضافه بر اين آيا خدا قادر نيست كه مستقيماً وحى خود را به پيامبرش نازل كند و حتماً بايد از اين راه وارد شود
ب) در ده ها آيه از قرآن مجيد آمده است: ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم يا قرآن را براى اين نازل كرديم كه مردم را از ظلمات به سوى نور هدايت كنى (ابراهيم آيه ۱) يا با صراحت دستور مى دهد آنچه را بر تو نازل كرديم ابلاغ كن كه اگر نكنى رسالت خدا را انجام نداده اى (مائده آيه ۶۷) آيا اين آيات هرگز با جوشيدن قرآن از درون پيامبر سازگار است. آيا پيامبر خودش به خودش مأموريت مى دهد و خودش را تهديد مى كند
ج) در بيش از ۳۰۰ آيه قرآن مجيد خطاب به پيامبر (ص) آمده است: قل (بگو) آيا پيامبر (ص) خودش به خودش مى گويد بگو و مأموريت مى دهد يا همه اين ها كلام خدا و مأموريت الهى است. مختصر تأملى در آيات قرآن جاى ترديد نمى گذارد كه قرآن مى فرمايد كه همه اين آيات مستقيماً از سوى خداوند بر پيامبر (ص) نازل شده، نه از فكر او جوشيده و نه پيامبر(ص) به منزله يك بلندگوست، بلكه روح عظيم او قادر به تحمل دريافت وحى از سوى خداوند بزرگ بوده است.
د) بار ها مى شد كه نزول وحى تأخير مى افتاد و پيامبر (ص) در فشار دشمنان قرار مى گرفت و در انتظار نزول وحى مى نشست، از جمله در داستان تغيير قبله از بيت المقدس به سوى كعبه كه قرآن مى فرمايد: ما ديديم پيوسته به سوى آسمان مى نگرى (و در انتظار وحى الهى هستى، اكنون به تو اعلام مى كنيم) ما تو را به سوى قبله اى باز مى گردانيم كه از آن خشنود شوى (بقره آيه ۱۴۴) آيا پيامبر (ص) خودش در انتظار خويش مى نشست يا لايه اى از وجود او منتظر لايه ديگرى بود. اين به طنز شبيه تر است تا به يك واقعيت.
هـ) در آيه مباهله خداوند به پيامبر(ص) دستور مى دهد كه اگر مخالفان در برابر دلائل علمى تو سر تسليم فرود نياوردند آنها را دعوت به مباهله كند (آل عمران آيه ۶۱) آيا پيامبر (ص) به خودش دستور مباهله مى دهد و از اين صريح تر اين كه گروهى به پيامبر (ص) پيشنهاد كردند كه قرآن را تغيير دهد و نكوهش از بت هاى آنها نكند، آيه نازل شد و فرمود: من هرگز نمى توانم از پيش خود قرآن را تغيير دهم من تنها از وحى كه بر من مى شود پيروى مى كنم. (يونس، آيه ۱۵).
خلاصه اين كه يا بايد پيام روشن اين آيات را پذيرفت و يا بايد با مشركان مكه همصدا شد و گفت: او فقط افترا به خداوند مى بندد. (مؤمنون آيه ۳۸).
اين مرجع تقليد در ادامه به بخش هاى ديگرى از صحبت هاى سروش اشاره كرد و گفت: اين تعبير زشت كه فصاحت قرآن برحسب حالات پيامبر (ص) تغيير مى كند هرگاه روح پيامبر (ص) در اوج باشد قرآن فصيح تر مى شود و اگر نباشد فصاحت كمتر خواهد شد مانند اشعار شعرا. آيا اين سخن قداست و الهى بودن قرآن را به كلى زير سؤال نمى برد و در سرحد اشعار شاعران تنزل نمى دهد كه گاه ذوق آنها گل مى كرد و بهترين اشعار را مى سرودند و گاه كه چنين نبود اشعار عادى.
وى ادامه داد: از همه زشت تر و تنفرآميزتر نسبت خطا دادن به قرآن مجيد و پيامبر (ص) در مسائل مربوط به دانش هاى غير دينى است كه گفته شود چون علم پيامبر (ص) در مسائل طبيعى و… فراتر از علم زمان خودش نبود بنابراين آياتى كه در آن سخن از اين علوم به ميان آمده ممكن است آلوده به انواع خطا باشد كه با پيشرفت علوم خلاف آن اثبات شده است.
اگر العياذ بالله احتمال خطا حتى در يك آيه از آيات قرآن راه يابد ديگر چه كسى مى تواند به عنوان وحى آسمانى بر ساير آيات آن تكيه كند. چرا كسى كه دم از اسلام مى زند و خود را مسلمان و پايبند به احكام اسلام مى شمرد اين گونه بى محابا به قرآن نسبت ناروا مى دهد و به آثار شوم گفته هاى خود فكر نمى كند
بزرگان علماى شيعه تأكيد مى كنندكه معصوم بودن پيامبر (ص) و امامان (ع) از خطا از آغاز عمرشان حتى قبل از نبوت و امامت شروع مى شود تا هرگز پايه اعتماد مردم بر اثر ديدن خطا از آنها متزلزل نشود (ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا).
بلكه به عكس، ما در آيات فراوان مطالبى مى بينيم كه كاملاً فراتر از علوم زمان آن حضرت بوده است. اولاً قرآن مى گويد: هيچ امر باطلى نه امروز و نه بعد از آن دامان قرآن را نمى گيرد زيرا از سوى خداوند حكيم و حميد نازل شده است. (فصلت آيه ۴۲).
ثانياً: اين نكته شايان دقت است كه به هنگام نزول قرآن هيأت بطلميوس بر تمام محافل علمى دنياى آن روز حاكم بود و مطابق آن ماه و خورشيد را در دل افلاك كه مانند طبقات پياز روى هم قرار داشتند ميخكوب مى دانستند و مى گفتند افلاك پوست پيازى حركت مى كند نه ماه و خورشيد، در حالى كه قرآن مجيد در آن روز طبق آيه ۴۰ سوره يس، خورشيد و ماه را در فضا شناور شمرده و مى فرمايد: اين حقيقتى است كه بعد از هزار سال براى دانشمندان هيأت كشف شد و آن روز كسى از آن خبر نداشت و نيز بر طبق هيأت بطلميوس زمين مركز عالم و ثابت و بى حركت بود در حالى كه قرآن براى آن حركت سريع و بى سر و صدا همچون حركت ابرهاى آسمان قائل است و مى گويد: كسانى كه گمان مى برند آيه مربوط به دگرگونى هاى آستانه قيامت است سخت در اشتباهند زيرا سخن در آيه از انفاق و نظم اين جهان است، نه به هم خوردن جهان (نمل آيه ۸۸).
حركت زمين مطلبى است كه بعد از هزار سال از نزول قرآن ثابت شد، با اين حال چگونه به خود اجازه مى دهند كه اگر به فرض بعضى از آيات قرآن را ناسازگار با دانش روز ديدند (كه حتماً چنين نيست و در تفسير آن را ثابت كرده ايم) جسورانه سخن از خطاى قرآن و خطاى پيامبر (ص) به ميان آورند همان قرآنى كه به گفته پيامبر (ص) درياى بيكرانى است كه شگفتى هايش احصا نمى شود و مطالب بديعش كهنه نمى گردد. به گفته امير مؤمنان در نهج البلاغه بهار دل ها و چشمه هاى جوشان علم در آن است. زهى بى انصافى.
چرا در زمانى كه دشمنان اسلام در غرب، قرآن و پيامبر (ص) را هدف تيرهاى هتك و افترا و توهين قرارداده اند در داخل نيز سخنانى گفته شود كه قداست آن بزرگوار و قرآن را زير سؤال مى برد.
به هر حال لازم است از گفته هاى خود توبه نموده و عذر تقصير به پيشگاه خداوند و قرآن بياورد و براى جبران بكوشد، خداوند همه را به راه راست هدايت فرمايد.

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

حالی که فرمانده انتظامی شیراز و دیگران اعلام نمودند مسئله بمب گزاری منتفی است  رجا نیوز خبر داد: 

يك بمب دست ساز قوي در حسينيه سيدالشهداء كانون فرهنگي رهپويان وصال واقع در خيابان شهيد آقايي شيراز منفجر شد. 

به گزارش رجانيوز، اين حادثه حدود ساعت 21 شنبه شب در حالي رخ داد كه تعداد زيادي از جوانان در اين حسينيه تجمع كرده و در حال استماع فضايل اهلبيت(ع) و عزاداري بودند. 

اين بمب دست ساز قوي در انتهاي حسينيه در قسمت برادران جاسازي و منفجر شده است. گفته مي شود فرد بمبگذار كيف حاوي بمب را دقايقي پيش از انفجار در اين قسمت از حسينيه جاسازي كرده و از محل خارج شده است.

برخي اخبار حاكي از شهادت 10 نفر و زخمي شدن حدود 70 نفر در اثر اين انفجار مي باشد.

آمبولانس ها و وسايل نقليه امدادي بلافاصله مصدومان را به بيمارستان هاي نمازي، فقيهي و برخي بيمارستان هاي ديگر شهر منتقل كرده و گروه‌هاي آتش‌نشاني نيز با حضور در محل، عمليات امداد و نجات و اطفاي حريق را انجام دادند. براي امداد به مجروحان حادثه از شهروندان خواسته شده است با مراجعه به بيمارستان هاي نيازي و فقيهي نسبت به اهداء خون به ويژه گروه خوني O منفي اقدام عاجل بعمل آورند. 

صداي انفجار تا شعاع 5/1 كيلومتري اين حسينيه كه در يكي از مناطق مسكوني مركز شيراز واقع است، شنيده شده است. 

كانون فرهنگي رهپويان وصال با مديريت حجت الاسلام انجوي نژاد از طلاب مشهدي الاصل و فعال، حدود 10 سال قبل در شيراز آغاز به فعاليت كرد. در حال حاضر تعداد كثيري از جوانان شيرازي با اين كانون فرهنگي ارتباط داشته و در جلسات مذهبي آن شركت مي كنند. 

در جريان اين حادثه تروريستي به حجت الاسلام انجوي نژاد آسيبي نرسيده است. 

منابع امنيتي، وهابيون تندرو را متهم شماره يك اين عمليات تروريستي دانسته اند. بخش عمده اي از فعاليت هاي اين كانون فرهنگي بر شناخت و نقد بهائيت و وهابيت متمركز بود.

واحد فرق انحرافي اين كانون چندي پيش پاسخي روشنگرانه به نامه فرقه بهايي در شيراز منتشر كرد. جمعي از بهاييان شيراز در نامه اي كه به صورت گسترده در سطح شهر و رسانه هاي ضدانقلاب پخش كرده بودند، خطاب به رئيس جمهور از آنچه كه آن را ظلم 161 ساله بر خود مي خواندند، گلايه كرده بودند. متن كامل پاسخ كانون رهپويان به اين نامه در ادامه آمده است: 

جامعه محترم ایرانیان بهائی و سران غیر محترم بهائی به اصطلاح ایرانی:

با سلام:

نامه سرگشاده شما به ریاست محترم جمهور، اگرچه بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و پیش از آنکه به دست سران تهران برسد در همه شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ ایران زمین توزیع گردیده بود، که جای بسی تاسف و دلسوزی است، اما به هر حال بهانه ای شد تا ملت ایران نیز سکوت 161 ساله خویش را بشکنند و قصه ناگفته خویش را به گوش جماعت بهائی ایرانی برسانند: 

در حدود دویست سال پیش همزمان با دست درازی های متعدد استعمار انگلیس و روسیه در پروژه های مختلف اقتصادی و سرقت منابع مالی و اراضی حاصلخیز سرزمین پهناورمان ایران و در زمان اوج بی کفایتی شاهان خوش گذران آن روزگاران، نهضتی در میان هم میهنانمان بوجود آمد که آنرا بیداری اسلامی نام نهادند. وقتی اوج فضاحت قراردادهای ترکمانچای و گلستان و قراردادهای مشابه بر علما و جمیع ملت واضح گردید، فتوای تاریخی میرزای شیرازی مبنی بر تحریم توتون و تنباکو ارکان حکومت شاهانه ایران آن زمان را لرزاند و استعمارگران کهنه کار انگلیسی را نیز به عقب نشینی پر خسارتی واداشت که نمونه آن تا آنزمان برای هیچ استعمارگری در تاریخ جهان اتفاق نیفتاده بود. 

بر همگان آشکار است که سازمان های اطلاعاتی بریتانیای کبیر از این عقب نشینی اگرچه غافلگیر شده بودند اما همین ضربه را نردبان ترقی خویش قرار داده و با تمام قوا به تجدید نیرو و جبران مافات برآمدند و به قکر اجرای نقشه ای نوین و سیاستی تازه برای مقابله با این نهضت بیداری که تهدید کننده منافع آنان بود افتادند. اینجا بود که دست به دامن تمام استعمارگران جهان شدند تا فکری نو بیاندیشند که اگر این نهضت همه گیر میشد بی شک منافع کلیه استعمارگران جهان در سطح جهانی را مورد تهدید قرار میداد. سیستمهای نظامی و اطلاعاتی غرب به حرکت درآمدند و به مطالعات گسترده ای در انگیزه ها و محرکهای آغاز این نهضت در سطح بین المللی دست زدند. اگرچه روشهای منحوس کسب اطلاعات و بحران سازی و جاسوسی و نتایج مذاکرات پنهانی سازمانهای اطلاعاتی غرب و شرق آن زمان به گواه تاریخ بر سران غیر محترم جامعه محترم شما پوشیده نبوده و نیست لیکن جهت اطلاع عموم بهائیان در جلسه نهایی این مذاکرات این نتایج حاصل گردید: 

1- نهضت بوجود آمده از مبانی اسلام شیعی نشات گرفته است. 

2- مبانی مذکور با استناد به کتاب مقدس مسلمانان (قرآن) و با نفوذ معنوی مراجع تقلید در اقشار ملت اجرا گردیده اند. 

3- این نهضت با نهضت امام سوم شیعیان ( امام حسین) آبیاری شده و با امید به حکومت جهانی امام غائب آنان (امام زمان) تقویت گردیده است. 

4- مرکزیت این نهضت کشور ایران است و کشورهای همسایه ایران و نیز سوریه و لبنان و فلسطین و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مراکزی هستند که احتمال تاٍثیر پذیری ملل و دولتهای آنها از این نهضت بسیار زیاد است.  

جهت مزید اطلاع دوستان محترم در این جلسه پس از اعلام نتایج فوق تصمیمات زیر نیز اتخاذ گردید: 

1- در یک برنامه بلند مدت، سازمانهای امضا کننده به نمایندگی از دولتهایشان موظف به ایجاد شبهات متعدد در مبانی دین اسلام و بخصوص مذهب شیعه گردیدند.

2-  تمامی دستگاههای اطلاعاتی غرب و شرق موظف به ایجاد، حمایت، تبلیغ، سرمایه گذاری و کمکهای مالی و غیر مالی جهت ایجاد فرقه های تحریف شده در اسلام به منظور حذف یا کمرنگ جلوه دادن مبانی اصیل: “مبارزه با ظلم، مبارزه با فقر، مبارزه با استعمار و استثمار، تشکیل حکومت اسلامی، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در تصمیمات حکومتی” از دین اسلام و جایگزین کردن آنها با پرداختن صرف به ظواهر دین با طرح گسترده ضرورت ” نماز، روزه، تلاش برای روزی، تلاوت قرآن، خواندن ادعیه، مراسم سنتی مذهبی، دوری از سیاسیات، ریاضات مستحب، زیارت، حج و …”  گردیدند. 

3- تمامی دستگاههای اطلاعاتی غرب و شرق موظف به کمرنگ کردن ابهت قیام امام حسین و نا امید کردن شیعیان از ظهور امام دوازدهم به هر طریق ممکن شدند.ایرانیان عزیزی که با حضور چشمگیر در رقابتهای مختلف علمی جهان در طول سالیان دراز هوش و زکاوت و تواناییهای خود را به رخ جهانیان کشیده اند امروزه براحتی میفهمند که اوجگیری پیدایش قارچ گونه فرق مختلف صوفیه و تقویت و تبلیغ فرق منقرض آنها که همگی در شعار جدایی دین از سیاست و کناره گیری از نظارت و دخالت در کار دولتهای ایران زمین در آن دورانی که شیعیان ایران بیش از پیش به همبستگی و ادامه مبارزه با ظلم و فساد شاهان بی لیاقت و دفاع از آب و خاک خویش احتیاج داشتند مرهون اجرای کدام سیاستگذاریها و کدام جلسات در کدام کشورها بوده و خواهد بود! صوفیه اگرچه با استعانت بر امدادهای غیبی دول کریمه بریتانیا و روسیه و حمایتهای مالی و تبلیغاتی سایر استعمارگران توانسته بود با نامها و رنگهای مختلف گروه گروه از هسته متمرکز شیعی ایران زمین پراکنده کرده و با اجرای مو به موی بندهای اول و دوم تصمیمات جلسه مزبور راه را برای چپاولگریهای مجدد اربابان استعمارگر هموارتر نماید ولی هنوز با آن خوش خدمتی ای که لایق نام کبیر بریتانیا باشد راه بسیار بود. 

مردم ایران با شنیدن نام حسین ابن علی (ع) از خود بیخود میشوند و با خواندن زیارت عاشورا زمین و زمان را به لرزه در می آورند و کاخ ظالمان را در هر جای دنیا که باشد بر سرشان ویران میکنند. ایرانیان با نام ابا الفضل (ع) یکپارچه غیرت میشوند و به بیگانه اجازه نگاه بد به ناموس ملی شان را که همان سرزمین پاک و مقدس ایران و منابع زمینی و زیر زمینی آنهاست نخواهند داد. این مردم با نام علی ابن ابیطالب (ع) قله های پیش روی خود را بدون توجه به بلندی آنها فتح می کنند و صحن مطهر امام رضا (ع) را چون قطعه ای از بهشت موعود خود دوست دارند. اینان مرگ با عزت را از زندگی با ذلت عزیزتر می دارند و با آرزوی ظهور، قیام و انقلاب جهانی امام دوازدهمشان حضرت مهدی (ع) از هیچ ابرقدرت گرگ صفت و زیاده خواهی هراس به دل راه نمی دهند.آری! آنچه نهضت بیداری اسلامی را براه انداخته و کاخ زورمندان زورمدار را به لرزه در آورده بود همه ارکان دین یکتا پرستی اسلام  بود و ضرورت ظهوری که بتواند تمامی مظاهر اسلامی را خلع نموده و کلیه مقدسات و احکام آنرا نسخ نماید چیزی نبود که دشمنان این سرزمین و ملت حتی  یک لحظه از آن غافل باشند. پیر روباه مکار بدکاره این بار آبستن نطفه حرامی شد که به برکت تعدد و گسترش نسبی فرق صوفیه اوضاع نسبتا مساعدی برای تولد آن در ایران زمین فراهم شده است تا به گواه همان تاریخی که خودتان نگاشته اید در غالب آئینی نو ظهور با هدف اجرای تمامی بندهای توافقنامه فوق الذکر و با مرکزیت قرار دادن حمله به انقلاب حسین (ع)  و انتظار ظهور منجی جهانیان متولد شود. این همان آئین آبا و اجدادی بهائیت شماست که همواره بر آن نام مقدس نهاده اید و در کنار شعارهای ملی گرایانه و افتخار به سرزمین باستانی ایران قرار داده اید، آیا واقعا باور کرده اید که این آئین منافع ملی ایرانیان و سرزمین مقدس و باستانی ایران را تضمین نموده است؟ آئین جدید ابتدا و برای اولین بار توسط رژیم غاصب صهیونیستی به رسمیت شناخته میشود! رژیمی که صرفنظر از بدنامی بین المللی بدبین ترین انسانها نسبت به ادیان الهی به شمار میرود. بهائیان در اراضی این رژیم از پرداخت مالیات معاف میشوند و علی رقم جنایات روز افزون این رژیم بر ضد بشریت و محکومیتهای متعدد بین المللی در طول دهها سال گذشته، حتی یکبار به طور غیر مستقیم نیز این جنایات را محکوم نمینمایند و شان خود را بالاتر از دخالت در امور داخلی دولتها میدانند! بگذریم از آنکه نوبت به ایران که میرسد با ولع تمام مایل به دخالت در تمام ارکان حکومتی میشوند و اعدام قانونی سارق مسلح را نماد نقض حقوق بشر در ایران معرفی مینمایند. برای دهها هزار زندانی بی گناه تحت شکنجه های فجیعی که در زندانهای رژیم صهیونیستی (به اذعان سازمان ملل)  هر روز با فلاکت میمیرند، یک کلمه لب به سخن نمیگشایند و برای دو ساعت بازداشت قانونی (یا غیر قانونی) فلان روزنامه نگار ایرانی دویست هزار اعتراضنامه جمع میکنند!! سران شما بقدری بازیچه دست سیاستمداران اسرائیلی قرار میگیرند که شوقی افندی در دستور العملی که صادر میکند خواستار ” تلاش کشورها برای برقراری رابطه با دولت اسرائیل” میشود. جای بسی تاسف است که جامعه بهائیان ایران بدون کوچکترین تاملی در وقایع تاریخی و سیاسی اطرافش خواسته و ناخواسته به اجرای کورکورانه دستوراتی میپردازد که در دفاتر موساد اتخاذ گردیده است و سرانش دست دوستی به سوی رژیمی بلند کرده اند که حتی در شعارهایش هم با شعارهای عوام فریبانه جهان وطنی و صلح جهانی بهائیت هیچگونه همخوانی ندارد!! زیارت عاشورا دوباره توسط پیغمبر جدید بازنویسی شد و طبیعی است که جملات اصلی و محرک و انگیزه دهنده آن مبنی بر نفی ظلم و مبارزه با ظالم و پی گیری راه ابا عبد الله جای خود را به جملات احساسی صرف و بی خطر برای دشمنان داد. ظهور منجی تا هزار سال آینده رد شد و اسلام و تمامی دستورات اساسی آن منسوخ گردید!! یک دین مبتنی بر تساهل و تسامح و کاملا واکسینه شده ظهور کرد که حد اقل تا هزار سال دست ظالمین برای ظلم و جنایت در جهان باز گردیده و راه چپاول ملتها کاملا هموار و اجازه دفاع از مظلوم و اعتراض او به ظلم از وی سلب گردید و یکی از خنده دارترین و در عین حال تاسف بارترین برگه ها را برای تاریخ این سرزمین رقم زد. بهت و تعجب ما از نامه سرانتان به رئیس جمهور زمانی به اوج خود میرسد که آنان از 161 سال تحمل درد و رنج و تبعیضات سخن میرانند، و در جایی از نامه خود از قتل و اعدام و حبس بی حساب و کتاب بی گناهانشان پس از انقلاب پرده دری میکنند!! شاید گذشت بیش از 26 سال از انقلاب اسلامی ایران باعث فراموشی قسمتی از حقایق دوران ستمشاهی برای نسل جدید و جوان جامعه ایرانیان بهائی شده باشد ولی تعجب ما از آن است که این کلمات از زبانهایی شنیده میشود که نامشان در تاریخ ثبت شده و گویا تاریخ زندگانی خود را هم به فراموشی سپرده اند!! ملت ایران هنوز جنایات بهائی معروف سپهبد صنیعی، آچودان مخصوص شاه و وزیر جنگ وی را در قتل عام مسلمانان در تهران و شهرهای دیگر ایران فراموش نکرده اند. امیر عباس هویدا، نخست وزیر بهائی رژیم سلطنتی که مدت زمامداریش در دوران طاغوت از همه نخست وزیران دیگر طولانیتر بود لکه ننگ دیگری در تاریخ ماندگار ایران بود. شما سرلشگر ایادی پزشک مخصوص شاه، هوشنگ نهاوندی رئیس دانشگاههای تهران و شیراز، فرخرو پارسا وزیر آموزش و پرورش، شاهقلی وزیر بهداری، مهتدی مسوول دفتر هویدا و صدها مقام سیاسی و نظامی دیگر این رژیم را که همگی متدین به دیانت بهائی بودند فراموش کرده اید؟ هرگز! این ملت فراموش نمیکنند که مقامات بهائی از دبستان تا دانشگاه (وزیر آموزش و پرورش تا رئیس دانشگاه) برای تغییر عقاید حقه این مردمان برنامه ریزی کرده بودند و با تمام قوای نظامی رژیم پهلوی (از آجودان مخصوص شاه تا وزیر جنگ) به جان و مال و ناموس این مردمان تجاوز کرده بودند، طوریکه سرلشکر فردوست، رئیس ساواک رژیم نیز در کتاب مشهور خاطراتش مینویسد: ” بهائیانی را که من دیدم واقعا احساس ایرانیت نداشتند و این کاملا محسوس بود و طبعا این افراد جاسوس بالفطره هستند.”  با همه اینها آیا باز هم مردم ایران حق نداشتند این جانیان بالفطره را به مجازات خیانتها و جنایتهایشان برسانند؟! گرچه اکثر غریب به اتفاق آنان در اواخر حکومت ستمشاهی به همراه میلیاردها میلیارد اموال و دارائیهای ملت مظلوم ایران به دامان اربابان آمریکائی و انگلیسی و اسرائیلی خود پناه برده و فراری شدند. چه بسیار هزینه های کلان جنایات بزرگ بشری علیه ملل مظلوم عراق و فلسطین که توسط متمولین بهائی پرداخت میگردند تا شاید چند صباحی دیگر آنان را به رسمیت شناخته و از حقوق این مظلومان معصوم حمایت بعمل آید!

با تمام این حرفها، صاحبان این سرزمین زیبا و مردمان والا مقام و پر شور و نشاط و پر استعداد این مرز و بوم پس از ایجاد انقلابشان با تمام توان به سوی اهداف متعالی اسلام مبنی بر نفی ظلم و جنایت در جهان و حمایت از مظلومان عالم ادامه میدهند و با پیروی از امامان معصوم و استعانت از مهدی موعودشان محمد ابن حسن عسکری (ع) و حمایت از دستورات ولی و رهبر حاضر و فرامین کتاب مقدس قرآن به تلاش روز افزون خود در کسب علم و دانش و ارتقای علمی و اخلاقی و  نظامی در تمام عرصه ها ادامه خواهند داد، و علی رقم اصرار ابرقدرتها بر دخالت در کار آنها، از ابرقدرتها میخواهند که آنان را به حال خود وا گذارند و درکار آنها دخالت نکنند. اینان هیچ اعتقاد و احتیاجی به ظهور خدایان زندانی بهائی و پیغمبران اعدامی آنان نداشته و ندارند. اینان به حکم آیه شریفه: “کلکم راع” همگی اولیاء و مسوولان خود هستند و شما به حکم جمله کتابتان:” انتم اغنام الله” گوسفندانی برای سرانتان هستید. ببینید که با حمایت کورکورانه شما از بیت العدل، در گسترش تبلیغات علیه نظام ایران،  اکنون ملت جمهوری اسلامی را که راه خود را برای کسب علم و پیشرفت در علوم جدید و مخصوصا انرژی هسته ای هموار کرده  بود، در فشارهای بین المللی برای دست کشیدن از این تکنولوژی قرار دادید. علمی که به اعتراف دانشمندان جهان میتوانست مقام ایران را تا 5 کشور برتر علمی جهان بالا بیاورد. سر و صداهای اخیر و مخصوصا نامه مضحکی که در تمام ایران و جهان توزیع گردید فشارهای سیاسی بر ایران را دو چندان کرده طوریکه همگام با این نامه نخست وزیر و وزیر خارجه کشور انگلستان اعلام کردند که باید پرونده حقوق بشر ایران بررسی شود، و اسرائیل ایران را به حمله نظامی تهدید نمود و آمریکا فشارهای تبلیغاتی خود را بر مساله انرژی هسته ای ایران افزایش داد. البته واضح و مبرهن است که همه اینها از قبل طراحی و برنامه ریزی شده بود و نامه مزبور نیز بخشی از سناریوی استکبار و استعمار جهانی بود و بیت العدل نیز بار دیگر به وظیفه وجودی خود عمل نمود و گوشت قربانی رژیم اشغالگر قدس گردید. 

بهر تقدیر بیش از دو دهه از تحمل حضور شما در جامعه پاک و روشنفکر ایران توسط این ملت رنج کشیده میگذرد که نشانه اوج تحمل مردمان این سرزمین است ولی بدانید که کاسه صبر ایرانیان نیز رو به لبریزی است و توده های این مردم برای حفظ منافع ملی و سرزمینی بلند مدت خود دیگر تاب تحمل این کارشکنی ها و زبان درازی ها را ندارند و در صورت تجاوز مجدد و هر گونه تعدی به حریم منافع اسلامی و ملی خود مشت محکمی بر دهان متجاوزان خواهند زد و در این راه از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهند نمود، و در عین حال آمادگی مجدد خود را برای انجام هر گونه مناظره رسمی و غیر رسمی در مورد ادعاهای واهی این فرقه اعلام می دارد، تا به این طریق پرونده این تاریخ ننگین برای همیشه بسته گردد. در خاتمه کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز به عنوان بزرگترین کانون مردمی کشور از ریاست محترم جمهور و مقامات اطلاعاتی و سیاسی نظام انتظار دارد جلوی شبهه افکنی ها و اشاعه دروغ و توهین به پیامبران الهی و ادیان آسمانی توسط این گروه مرتد رو به انقراض را که به شهادت تاریخ هیچ گونه حرفی برای گفتن نداشته و ندارند بگیرند و اجازه ندهند احساسات ملت مسلمان ایران بیش از پیش جریحه دار گردد. 

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

 

 

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

هو 
121
یاران عزیز ایمانی؛با توجه به فیلترینگ وسیع سایتها و وبلاگهای فقرای نعمت اللهی گنابادی و لزوم همکاری و اتحاد هر چه بیشتر فقرا پیشنهاد می شود، برادران و خواهران گرامی در قسمت پیوند سایتها و وبلاگهای خود، آدرس فیلتر نشده سایت ها و وبلاگ ها  را لینک نمایند. بدین ترتیب دسترسی به مطالب منتشر شده فقرا بیش از پیش میسر خواهد شد. ضمنا آدرس سایت جدید مجذوبان نور در بخش انگلیسی  به نشانی  www.mjzob.net/en  را به صورت جداگانه لینک نمائید.
 با تشکر
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

سرقت انقلاب توسط انجمن حجتيه دوشنبه هشتم بهمن 1386 13:23
جمهوري اسلامي در سالهاي اول انقلاب توسط افرادي انقلابي و مردمي با هدف پياده سازي حكومت عدل علوي پايه ريزي شد. با ورود گروههاي طالباني شيعه در مراكز اطلاعاتي و قبضه كردن سياست گذاريهاي امنيتي و حاكميتي انقلاب به سرقت رفت و در اختيار حجتيه قرار گرفت. در واقع بسياري از سي هزار نفر پرسنل آموزش ديده حجتيه در اول انقلاب كه در زمان محمد رضا شاه با ساواك و سازمان جاسوسي برادر آن يعني موساد همكاري مستقيم داشتند و از لايه هاي مختلف جامعه تشكيل شده بودند، از تجربه و آموزش بسزائي برخوردار بودند. اين پرسنل در غياب نيروهاي مجرب اطلاعاتي انقلابي بسرعت لايه‌هاي وزارت اطلاعات را تشكيل دادند و از طريق كميته ها و سپس ادغام كميته در سپاه پاسداران در تمامي بخشهاي امنيتي و نظامي كشور، بي سرو صدا خود را بنام نيروهاي انقلابي تثبيت كردند بطوريكه حتي فريادهاي خميني هم در مقابله با اين توطئه بجائي نرسيد.
در سالهاي اول پس از انقلاب گروههاي مختلف سياسي سرگرم مسائل حاشيه اي انقلاب بودند تا ايده آل خود را در فضاي باز سياسي بعد از انقلاب پياده كنند ولي با ورود آخوندهاي حجتيه به صحنه بر خلاف آنچه امام  خميني وعده كرده بود تندروهاي حجتيه گوي سبقت را ربودند و گروههائي كه بيشترين نقش را در بثمر رسيدن انقلاب داشتند از دور خارج كرده و بچه هاي انقلاب را رو در روي انقلاب قرار دادند و انقلاب بچه هاي خود را خورد.
اولين قدم براي خشك كردن نهال دمكراسي شكل گرفته بود و حكومتي كه قرار بود مبين عدل علي شود با ورود حجتيه از مسير خود منحرف شد.  امام خميني بعلت خيانت حجتيه در شرايطي قرار گرفت كه مستقيماً براي حفظ انقلاب مجبور به بستن فضاي سياسي و قلع و قمع جناحهاي اپوزيسيون شد و از خط قرمزي كه خود سالهاي سال ترسيم نموده بود و در مبارزات خود هماره دم از آن ميزد گذشت. حذف اپوزيسيون مشروعيت يافت.
تندروهاي مذهبي به سرپرستي حجتيه با انگ زدن و رواج تقدس مآبي كه يك نوآوري در فضاي ايران بود خود رهبر انقلاب را بكنار راندند و از پاپ كاتوليك تر شدند. ايرانيان كه در عين اعتقاد به اهل بيت و التزام به اصول پاك مذهبي شيعه، هرگز تجربه يك حكومت دين محور را نداشتند با علاقه پياده سازي حكومت علي را دنبال ميكردند و بعلت عدم شفافيت و فضاي رعب سياسي از پس پرده كاملاً غافل بودند.
بدين ترتيب اپوزيسيون داخلي بكلي از عمل ساقط و قدرت حجتيه در لواي مؤتلفه تثبيت شد. اپوزيسيون خارجي نيز با گذشت زمان رنگ خود را از دست داد و نسلهاي جديد خاطره اي از گذشته و آشنائي با جناحهاي اپوزيسيون نداشتند. در دولت هاشمي رفسنجاني آقازادگان از شور بدر كردند و شريانهاي اقتصادي را بطور انحصاري قبضه نمودند. فساد درون نظام به بيرون و در جامعه گسترش يافت زيرا آقازادگان و طماعان بازاري و مؤتلفه حدي براي خود نمي شناختند. نود درصد ثروت و دارائي هاي كشور در دست يك گروه چند صد نفره مؤتلفه و دارو دسته هاشمي بلوكه شد.
در اين ميان گروههاي نظامي و امنيتي وابسته بقدرتهاي پنهان مؤتلفه كه در شرايط صلح و آرامش بازاري براي كار ندارند تلاش كردند دشمن هاي فرضي جديد بسازند تا بتوانند وجود خود را مشروعيت بخشند. حاكميتي كه فاز مبارزات ايدئولوژيك و مذهبي خود را پشت سر گذاشته بود بايد وارد عمل براي پياده سازي وعده هاي خود ميشد ولي كماكان پس از سي سال همچنان كشور را در بحران و خطر و جنگ و تحريم و تقابل با جهان نگه داشتند.
آيت الله خامنه اي كه در يكي دو سال گذشته با ضعف قواي جسماني و بيماري دست و پنجه نرم ميكرد و با فاصله گرفتن از صحنه سياست بيشتر زمام امور را به فرزند جوان خود حاج آقا مجتبي و رئيس دفترهاي خود آقايان اصغر حجازي، محمدي گلپايگاني و ناطق نوري سپرده بود و فقط مباحث مربوط به سياست خارجي را شخصاً دنبال ميكرد. وي در چند حركت با كنار راندن رحيم صفوي عامل حجتيه از سپاه پاسداران (برادر رحيم صفوي نيز رئيس حوزه علميه لندن ميباشد) و قطع يد ذوالقدر كه از بانيان فاجعه تخريب حسينيه دراويش گنابادي در قم و بروجرد بود از سپاه پاسداران و سپس وزارت كشور، سعي در تعديل قدرت و نفوذ سپاه نمود. ولي اين حركات كافي نبود زيرا كودتاچيان حجتيه بيش از 1500 پروژه ملي به ارزش دهها ميليارد دلار را به سپاه پاسداران كه بيشترين نقش را در بقدرت رسيدن دولت نهم ايفا كرده بود هديه كرده بودند و تعداد زيادي از مديران سپاه را در سوانح هوائي و تصادفات حذف نموده تا موانع مرتفع شوند.
درست در زمانيكه حاكميت مشروع كشور ديگر توجيهي به اعمال فشار و خفقان نداشت، دفتر سياسي عقيدتي سپاه كه خود را مدافع نظام و رهبري جلوه ميدهد با تعريف ليست جديدي از معاندين و تحركات مخالف نظام عملاً تمامي كساني كه نياز به رزق و كار و امنيت اجتماعي و حق حيات و تفريح و تنفس دارند را بجز مؤتلفه و حجتيه و سران دولت دشمن نظام و اپوزيسيون خواند.
مهمترين كسي كه از ليست اپوزيسيون دفتر عقيدتي سياسي سپاه ظاهراً سهواً از قلم افتاده بود، مقام معظم رهبري بود.
اين فرصت بسيار مناسبي بود تا عوامل امنيتي بحرانهاي جديد را شكل دهند تا شرايط ذهني يك شورش ملي بر عليه رهبري آماده شود.
احكام غير انساني قضائي، تخلفات نيروهاي اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات از قوانين و ظلم به دانشجويان بيگناه، شكستن ركورد اعدام ها، سركوب حركتهاي مدني و دانشجوئي و زنان در داخل و حتي تجاوز به نواميس مردم در بازداشتگاهها ادعاهاي حسين شريعتمداري در مورد بحرين و آزمايش هسته اي و تشويق مؤتلفه به جنگ و مانورهاي نظامي سپاه براي ايجاد تنش و تحريك افكار عمومي جهان در خليج فارس در خارج همگي بپاي رهبر نوشته شد. فجايع اقتصادي اجتماعي دولت نهم، بريدن دست و پا و قتل هاي امنيتي در زندانها و كشتن دانشجويان و خنثي بودن قوه قضائيه .... بعهده چه كسي غير از شخص اول نظام مي توانست قلمداد شود؟
در راستاي اين توطئه، در طول دو سال اخير سخنراني هاي رهبري ديگر با آن شدت و حرارت قبل در روزنامه ها خصوصاً كيهان و جمهوري اسلامي چاپ نميشد و صدا و سيما پوشش خبري كمتري بر خلاف قبل از سخنراني هاي رهبري ارائه ميكرد خصوصاً مطالبي كه حكايت از كم شدن حمايت رهبري نسبت به دولت نهم داشت و يا حاكي از اختلاف نظرهاي رهبري با اين دولت بود.
تبلور سياستهاي دشمن فرضي تراشي در دولت نهم به اوج خود رسيد. درويشان گنابادي بعنوان بي آزارترين قشر كه هماره فشارهاي بي حد نظام را تحمل كرده بودند و دم بر نياورده بودند مستقيماً مورد حمله قرار گرفتند و دو حسينيه آنان تخريب شد و تعداد زيادي از آنان دستگير و زنداني شدند و بزرگ آنها را از بيدخت توابع خراسان ربودند و به تهران بازگرداندند. اهل سنت و كرد و عرب خوزستاني و بلوچ مورد تعرض قرار گرفتند و دانشجويان زنداني شدند. روزنامه هاي كيهان و جمهوري اسلامي، ارگانهاي حجتيه و مؤتلفه و حاميان آنان بعنوان سر خط جناحهاي حاكم دشمنان جديد تعريف كردند و نود درصد كساني كه در ايران و در بيش از نيمي از كشورهاي جهان تنفس مي كنند را دشمنان نظام خواندند.
بر خلاف آنچه كه ممكن است تصور شود حجتيه يك گروه برانداز نظام ولايت فقيه است و يكي از دلائلي كه مديران نظام و نيروهاي امنيتي خدوم و غيروابسته به مقابله مستقيم با آن نمي پردازند همين توجيه است كه خطر آنها را كمتر از اپوزيسيون خارج و داخل كشور ميپندارند. اين ايده نيز توسط عوامل نفوذي حجتيه كه خود در بالاترين رده هاي نظامي و امنيتي و حتي نزديك به رهبري مي باشند القاء ميشود. اين گروه چنان نفوذي در ساختار نظام نموده كه همچون روح در بدن نظام آن را به انحراف از تمامي اهداف اوليه كشانده است و حتي رهبر انقلاب نيز نمي توانست و نمي تواند با آن رو در رو شود.
خطر حجتيه كه با نامهاي مؤتلفه و اصولگرايان خوانده ميشوند اينجاست كه در واقع نظام جمهوري اسلامي با وجود مقام رهبري ولايت فقيه، به شرط جايگزيني رهبري توسط وابستگان اين گروه، بهترين حالت ممكن حكومت پادشاهي مطلق ديني مانند بني اميه را براي آنان فراهم ميسازد، هدفي كه عوامل حجتيه با حرارت دنبال ميكنند و فقط يك قدم با آن فاصله دارند.
نكته اي كه در اتفاقات اخير كمتر به آن توجه ميشود اينست كه چطور ممكن است كه رهبر انقلاب كه امروز در اوج قدرت در ايران بنظر ميرسد، در حين دست و پنجه نرم كردن با بيماري مهلك، يكباره تصميم به خراب كردن وجهه خود گرفته است؟ سئوال ديگر اينست كه اگر امروز رهبر انقلاب تصميم به تغيير حكومت ولايت فقيه و تغيير قانون اساسي بنفع دموكراسي و مردم بگيرد چه كساني از وي حمايت خواهند كرد؟ و آيا ترور نخواهد شد؟ و توسط چه كساني؟ آيا اين ترور بجز عوامل حجتيه صورت خواهد گرفت؟
نتايج رد صلاحيتها در انتخابات، و ادعاي راديو اسرائيل مبني بر مقصر بودن رهبر در اين رد صلاحيتها نشانگر اينست كه رهبر فقط كشور را هدايت نمي كند بلكه حجتيه رهبري كشور را بعهده گرفته است.

منبع<<:بایاران

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

نشر کتاب ((سعادت نامه ))بصورت آنلاین دوشنبه هشتم بهمن 1386 13:22

سعادت نامه

آيت اللّه حاج ملا محمد گنابادى
تصحيح و تعليقات : حسينعلى كاشانى بيدختى

- فهرست -


 فهرست مطالب
 سر آغاز
 مقدّمه در بيان حقيقت انسان و مراتبى كه مُحتويست بر آن
 فصل اوّل در بيان فضيلت علم على الاطلاق و اقسام آن
 فصل دوم در بيان فوايد اين علوم به تفصيل و تحقيق اينكه كدام يك از اينها راجع است به آخرت
 فصل سيم در بيان علمى كه راجع است به آخرت
 فصل چهارم : فى وجوب طلب العلم واقتضائه الاشتداد و عدم وقوفه حتى ينتهى الىمبدئه
 فصل پنجم در بيان تقارن و تلازم علم و عمل
 فصل ششم : در بيان محفوظ بودن علم در صدور منيره علماء بالله و بودن او ميراث انبياكه تا طالب علم وارث نشود، ارث نبرد
 فصل هفتم :در بيان وجوب بودن اين عالم در بيان خلق
 فصل هشتم در بيان وجوب طلب علم از صاحبان علم و مذمت طلب از غيراهل علم چه از رجال و چه از كتب ايشان
 فصل نهم : فى وجوب الايتمام بامام حق منصوب من الله لهداية الخلق بلا واسطة كالانبياءاو بواسطة كالاوصياء و نوابهم الذين يعبر عنهم بالعماء و ينتهى سلسلة النص علىامامتهم الى الانبياء و فى حرمة الوقوف عنه اوالايتام بغيره سواء ادعى امامته من الله او كاناماما من الناس
 فصل دهم : در بيان مناقب امام عليه السلام
 فصل يازدهم : در بيان آداب رسيدن به خدمت علماء اعلام و مشايخ عظام عليهم السلام و آداب حضور و غياب
 فصل دوازدهم : فى سبب اختلاف الاخبار و ان ما صدر عن مصادر العصمة فىكمال اختلافها و تضادها مجتمعة متوافقة

 

http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/saadatnaameh/saadatnaameh_gonaabaadi_fehrest.html

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

خبرگزاری ایسنا: وكيل مدافع جمعي از دراويش گنابادی نسبت به تاخير در رسيدگي به پرونده‌ي شكايت موكلانش انتقاد كرد.

سيد محمد سيف‌زاده گفت: پيش از اين جمعي از دراويش گنابادي عليه برخي از مقامات سياسي و نظامي قم به دليل حمله به حسينيه‌ي شريعت و زخمي كردن جمعي از دراويش شكايت كرده بودند.

وي ابراز داشت متاسفانه بدون انجام تحقيقات و علي‌رغم ارايه‌ي مدارك و مستندات از سوي ما اين پرونده به دادسراي ويژه‌ي روحانيت قم ارجاع و پس از آن به دادسراي ويژه‌ي روحانيت تهران ارسال شد و در حال حاضر در شعبه‌ي هفت بازپرسي دادسراي كاركنان دولت در جريان است.

سيف‌زاده تصريح كرد علي‌رغم اين‌كه ده‌ها نفر در جريان حمله به حسينيه‌ي شريعت زخمي شده بودند هنوز از شكات و شهود پرونده تحقيق به عمل نيامده و رسيدگي به اين پرونده هنوز آغاز نشده است

در همین رابطه:

سيد محمد سيف‌زاده، وكيل دادگستري از ممنوع الخروج شدن خود خبر داد. سيف‌زاده با بيان اين مطلب به خبرنگار ايسنا، گفت: حسب اعلام سازمان حج و زيارت براي اعزام به مكه مراجعه كرده بودم كه متوجه شدم ممنوع‌الخروج هستم. وي افزود: در ديداري كه با يكي از مسوولان قضايي در اين باره داشتم وي از علت اين موضوع ابراز بي‌اطلاعي كرد. سيف‌زاده يادآور شد: در صورت عدم رسيدگي به اين موضوع، نسبت به اين قضيه اعلام جرم خواهم كرد.

منبع<<:بایاران

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

در پیچ و خم انتخابات دوشنبه هشتم بهمن 1386 13:21

حاجی، وزیر دولت سابق: چگونه ثابت کنيم به اسلام التزام داریم

خبرگزاری ایسنا: مرتضی حاجی رئيس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تهران بزرگ گفت اينکه يکي از دلايل ردصلاحيت ها عدم التزام به اسلام عنوان شده اين سوال را پيش مي آورد بايد چه مدرکي برد که بتوان ثابت کرد که التزام به اسلام وجود دارد؟ يا عده يي را به عنوان عدم وفاداري به قانون اساسي ردصلاحيت کرده اند، بايد چگونه و با چه مدرکي اين وفاداري را به هيات نظارت نشان داد؟

ولی آذروش نماینده فعلی اردبیل که در انتخابات مجلس هشتم به خاطر "عدم التزام به دین مبین اسلام" رد صلاحیت شده است امروز در نطق قبل از دستور خود و در تریبون رسمی مجلس شهادتین را بر زبان جاری کرد تا مسلمان بودن خود را به اثبات برساند.

منتظری: امروز نمی دانم بگویم این انتخابات است یا انتصابات

به گزارش سایت نوروز، اعضای نهضت آزادی با منتظری دیدار کردند.

این سایت نوشت "آیت الله منتظری در ابتدای سخنان خویش با اشاره به ممنوعیت برگزاری مراسم سالگرد مهندس بازرگان، خطاب به حاضرین گفتند که ناراحت نباشید. دنیا هیچ گاه به کام انسان ها نبوده است. این روزها نیز می گذرد.

آیت الله منتظری همچنین با اشاره به رد صلاحیت های گسترده آن هم در سالی که به عنوان اتحاد ملی نام گذاری شده است، معنای التزام عملی به اسلام را مورد سوال قرار دادند که چطور التزام عملی به یک دین تشخیص داده می شود؟ آیا صرفا با خواندن نماز و روزه و کارهای یومیه در دین است؟

همچنین ایشان با اشاره به برخی خاطرات خود گفتند: ما از اول انقلاب گفتیم استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. یعنی آزادی مردم. آزادی مردم در رای دادن. در حرف زدن. اما اینها نمی گذارند مردم کسی را که دوست دارند و به او اعتماد دارند انتخاب کنند. ما ابتدای انقلاب گفتیم شورای نگهبان باشد که انتخابات سالم تر و آزادتر برگزار شود اما امروز نمی دانم بگویم این انتخابات است یا انتصابات.

ایشان همچنین با اشاره به مقتضیات زمان گفتند که امروز عصر رادیو و تلویزیون و اینترنت و ماهواره است و مردم آزادی می خواهند، چرا نباید مراسم مهندس بازرگان برگزار شود؟

فقیه عالیقدر با انتقاد از وضعیت اقتصادی مردم گفتند که اقتصاد از پایه های مهم یک مملکت هستند. اقتصاد در این مملکت چندی است که مغفول مانده است.

ایشان با تقدیر از اعضای نهضت آزادی گفتند که هر طور که شده حرف خود را بزنید. حتما هم نباید با تندی بگویید.

آیت الله منتظری با ذکر خاطره ای از دکتر یزدی گفتند که من با امام در پاریس بودم. می خواستم حرفی خصوصی به امام بزنم که دکتر یزدی هم در اتاق بود. امام گفت حرفت را بزن ایشان خودی هستند و به این ترتیب، اعتماد خود را به دکتر یزدی ابراز داشتند."

منبع<<:بایاران

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

فرمایشات حضرت آقا در سحر عاشورا دوشنبه هشتم بهمن 1386 13:19

 

http://houyaali.blogspot.com/

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

حجتيه و فيلترينگ سايتهاي دراويش دوشنبه هشتم بهمن 1386 13:17
درپي اخباري كه سايتهاي دراويش گنابادي در ارتباط با ريشه تهاجمات اخير به صوفيه منتشر نمودند توجه افكار عمومي به نقش پنهان گروه افراطي حجتيه كه در عاليترين سطوح نظام برنامه هاي خود را براي حذف و جايگزيني رهبري پياده مي كنند جلب شد. لذا فيلتر كردن سايتهاي دراويش گنابادي واجب گرديد.
دراويش گنابادي سالهاست به مسائل سياسي بي اعتنا هستند و به دليل هجمه اي كه مؤتلفه يا اصولگرايان كه نامهاي ديگري براي حجتيه هستند مجبور شدند از غار خلوت خود بيرون آيند و برخورد فعال با مسائل سياسي داشته باشند. ورود اين گروه به عرصه سياست باعث شد تا پرده اي از فعاليت حجتيه برداشته شود و اين موضوع براي مؤتلفه بسيار گران تمام شد. مديريت مؤتلفه كه از يهوديان مسلمان نماي محافظه كار تشكيل شده است همواره مايل به پنهانكاري درباره نحوه فعاليت خود است زيرا خصلت سرمايه داري با جنجالهاي علني سياسي همخوان نيست. درويش ها با ورود خود به عرصه سياست اين گروه سياسي را معرفي نمودند لذا منشاء حكومت پشت پرده سياسي در كشور برملا شد.
خصلت هاي بوروژوازي بالاخص بوروژازي كمپرادور در ارتباط با موضوع دين و حكومت سالهاست در ايران در اثناي پروژه اسلام زدائي جهاني دنبال ميشود، ظهور اديان جديدي مانند بهائيت و وهابيت از صده هاي قبل از بازتابهاي اين پروژه بوده است كه بوروژوازي دلال مؤتلفه در قبل و بعد از انقلاب وظيفه تقويت آن را در ايران بعهده داشته است. سرمايه داري (انگلستان) بوروژازي حجتيه را در دل شيعه اختراع كرد. حجتيه با حمله به بهائيت ضمن جلب توجه اذهان عمومي به اين نوع تفكر و رواج آن، سعي نمود آن را گسترش دهد و از پيشرفت مذهب شيعه با فقهي پويا كه هر روز خطري بزرگتر مينمود جلوگيري كند.
آموزه‌هاي تصوف با فرهنگ ايراني درآميخته و بزرگترين منشاء مبارزه با تحجر و خرافات ديني و خشونت مذهبي به شمار مي‌آيد لذا بعنوان بزرگترين مانع حجتيه شناخته ميشود. اين موضوع را  كريستين ساينس مانيتور نيز در گزارشي تحت عنوان تصوف عامل پيشگيري از خطرات اسلامگرائي تندرو به تفصيل تحليل مينمايد. نتيجتاً اقدامات فيلترينگ فرهنگي صوفيه از مهمترين اهداف حفظ خرافه ديني و به عبارت ديگر حفظ موقعيت حجتيه ميباشد و بر اين اساس بايد جلوي فعاليت فرهنگي درويشان گرفته ميشد.
نفوذ حجتيه و مؤتلفه در تشكيلات امنيتي كشور از زمان موسوي كه در اوائل دهه 1360 مديريت اطلاعات تهران را بعهده داشت و تمام اسناد حجتيه كه در ساواك شاه نگهداري ميشد را معدوم نمود شديد شد و اقدامات اخير درباره فيلترينگ سايتهاي دراويش از همين كانال نفوذ عناصر حجتيه در تشكيلات وزارت اطلاعات صورت گرفت.
نگاهي به مطالب سايتهاي فيلتر شده دراويش نشان ميدهد كه ترس اصولگرايان افراطي از تنوير افكار عمومي بسيار زياد است. سايتهاي زير اخيرا توسط عوامل اصولگرايان در وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد فيلتر شد:
مزار سلطانی:
آدرس بدون فيلتر:
تصوف ایران:
آدرس بدون فيلتر:
مجذوبان نور:
آدرس بدون فيلتر:
عرفان گنابادی:
آدرس بدون فيلتر:
پایگاه هم اندیشی درویشان:
آدرس بدون فيلتر:
یاران مجذوبان نور:
 
آدرس بدون فيلتر:
 
وبلاگ فرمایشات حضرت آقا:
آدرس بدون فيلتر:
اخبار صوفيه
وبلاگ حامد متقي
وبلاگ درويش علي
وبلاگ نور حق
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

حجتيه و فيلترينگ سايتهاي دراويش دوشنبه هشتم بهمن 1386 13:17
درپي اخباري كه سايتهاي دراويش گنابادي در ارتباط با ريشه تهاجمات اخير به صوفيه منتشر نمودند توجه افكار عمومي به نقش پنهان گروه افراطي حجتيه كه در عاليترين سطوح نظام برنامه هاي خود را براي حذف و جايگزيني رهبري پياده مي كنند جلب شد. لذا فيلتر كردن سايتهاي دراويش گنابادي واجب گرديد.
دراويش گنابادي سالهاست به مسائل سياسي بي اعتنا هستند و به دليل هجمه اي كه مؤتلفه يا اصولگرايان كه نامهاي ديگري براي حجتيه هستند مجبور شدند از غار خلوت خود بيرون آيند و برخورد فعال با مسائل سياسي داشته باشند. ورود اين گروه به عرصه سياست باعث شد تا پرده اي از فعاليت حجتيه برداشته شود و اين موضوع براي مؤتلفه بسيار گران تمام شد. مديريت مؤتلفه كه از يهوديان مسلمان نماي محافظه كار تشكيل شده است همواره مايل به پنهانكاري درباره نحوه فعاليت خود است زيرا خصلت سرمايه داري با جنجالهاي علني سياسي همخوان نيست. درويش ها با ورود خود به عرصه سياست اين گروه سياسي را معرفي نمودند لذا منشاء حكومت پشت پرده سياسي در كشور برملا شد.
خصلت هاي بوروژوازي بالاخص بوروژازي كمپرادور در ارتباط با موضوع دين و حكومت سالهاست در ايران در اثناي پروژه اسلام زدائي جهاني دنبال ميشود، ظهور اديان جديدي مانند بهائيت و وهابيت از صده هاي قبل از بازتابهاي اين پروژه بوده است كه بوروژوازي دلال مؤتلفه در قبل و بعد از انقلاب وظيفه تقويت آن را در ايران بعهده داشته است. سرمايه داري (انگلستان) بوروژازي حجتيه را در دل شيعه اختراع كرد. حجتيه با حمله به بهائيت ضمن جلب توجه اذهان عمومي به اين نوع تفكر و رواج آن، سعي نمود آن را گسترش دهد و از پيشرفت مذهب شيعه با فقهي پويا كه هر روز خطري بزرگتر مينمود جلوگيري كند.
آموزه‌هاي تصوف با فرهنگ ايراني درآميخته و بزرگترين منشاء مبارزه با تحجر و خرافات ديني و خشونت مذهبي به شمار مي‌آيد لذا بعنوان بزرگترين مانع حجتيه شناخته ميشود. اين موضوع را  كريستين ساينس مانيتور نيز در گزارشي تحت عنوان تصوف عامل پيشگيري از خطرات اسلامگرائي تندرو به تفصيل تحليل مينمايد. نتيجتاً اقدامات فيلترينگ فرهنگي صوفيه از مهمترين اهداف حفظ خرافه ديني و به عبارت ديگر حفظ موقعيت حجتيه ميباشد و بر اين اساس بايد جلوي فعاليت فرهنگي درويشان گرفته ميشد.
نفوذ حجتيه و مؤتلفه در تشكيلات امنيتي كشور از زمان موسوي كه در اوائل دهه 1360 مديريت اطلاعات تهران را بعهده داشت و تمام اسناد حجتيه كه در ساواك شاه نگهداري ميشد را معدوم نمود شديد شد و اقدامات اخير درباره فيلترينگ سايتهاي دراويش از همين كانال نفوذ عناصر حجتيه در تشكيلات وزارت اطلاعات صورت گرفت.
نگاهي به مطالب سايتهاي فيلتر شده دراويش نشان ميدهد كه ترس اصولگرايان افراطي از تنوير افكار عمومي بسيار زياد است. سايتهاي زير اخيرا توسط عوامل اصولگرايان در وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد فيلتر شد:
مزار سلطانی:
آدرس بدون فيلتر:
تصوف ایران:
آدرس بدون فيلتر:
مجذوبان نور:
آدرس بدون فيلتر:
عرفان گنابادی:
آدرس بدون فيلتر:
پایگاه هم اندیشی درویشان:
آدرس بدون فيلتر:
یاران مجذوبان نور:
 
آدرس بدون فيلتر:
 
وبلاگ فرمایشات حضرت آقا:
آدرس بدون فيلتر:
اخبار صوفيه
وبلاگ حامد متقي
وبلاگ درويش علي
وبلاگ نور حق
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

ادامه کار یاران مجذوبان نور شنبه بیست و دوم دی 1386 12:31
از این پس یاران مجذوبان نور با ادرس

جدید مشغول به کار شد:>>

 

http://daravish.wordpress.com/

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

در ادامه حملات به دراویش گنابادی این بار تیغ بی رحم فیلترینگ…

در پی حملات به دراویش گنابادی و تخریب حسینیه انها توسط متحجرین با کمال تاسف حمایت حکومت از این جریانات به طور واضح اشکار شد و در پی این حملات شبکه مخابرات نیز چند سایت و وبلاگ طرفدار این سلسله را با کمال تاسف از زیر تیغ فیلترینگ گذراند که مهمترین انها سایت خبری مجذوبان نورو وبلاگ پر طرفدار یاران مجذوبان نورمیباشند که تنها گناه انها روشنگریست.
در طی این اقدام مذبوحانه بر همگان اشکارا شد که تمام سکوت دولت در برابر  این حملات به صوفیه سرشار از ابهاماتی بوده است که در حکومتی که دم از عدالت اسلامی به میان میاورد امری کاملا زشت و به دور از ازادی اندیشه میباشد.
در سالی که رهبر معظم انقلاب انرا سال وحدت ملی و انسجام اسلامی نام نهاده اند این اقدامات متحجرانه به جز بی احترامی به مقام معظم رهبری چه معنایی میتواند داشته باشد؟
و شاید…
در پست های بعدی اخبار تکمیلی اعلام خواهد شد البته به شرطی که فیلترینگ اجازه روشنگری بدهد 
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

کوتاهی ها به سال وحدت ملی و انسجام اسلامی
وحدت یعنی با حفظ کرامت انسانی و ارزشهای دینی و مذهبی، مصالح کیان اسلام را در نظر داشت و مسلمانان با هر مذهب و اعتقادی که دارند خود را برادر دینی هم بدانند و فریب دسیسه های دشمنان مشترک خود را نخورند که دشمنان می خواهند اصل اسلام را که متشکل از اهل تسنن و تشیع است، نابود کنند.

رهبر معظم انقلاب همانند سالهای گذشته که هر کدام را به نام مبارکی نام گذاری فرمودند، امسال را به نام سال وحدت ملی و انسجام اسلامی مزین نمودند ...این نام گذاری دقیقا وقتی انجام شد که دشمنان قسم خورده اسلام و خصوصا تشیع به شدت در حال لطمه زدن به پیکره جامعه اسلامی بودند و لذا این نام گذاری برای کسایی که نگران اوضاع بودند شادی آفرین بود.

نکته ای که میخواهیم بدان اشاره ای کوتاه داشته باشیم دقتی است که برخی از توجه به آن خواسته یا ناخواسته کوتاهی کردند و آن بخش اول پیام رهبری بود (وحدت ملی) یقینا ایشان از روی اهمیت موضوع ابتدا به وحدت ملی اشاره فرمودند و بعد به مقوله انسجام اشاره کردند. زیرا تا وقتی وحدت ملی محقق نگردد، هیچگاه نطفه ی انسجام بسته نخواهد شد.

ولی متاسفانه عده ای با بی توجهی به اهمیت وحدت ملی خود را شتابان به بخش بعدی که همان انسجام اسلامی بود رساندند که این شتابزدگی باعث ایجاد نگرانی میان برخی از دوستان شد! ما میبایست ابتدا بنیان وحدت ملی را استوار کنیم که همان وحدت مد نظر اهل بیت است، سپس با یک قدرت و وحدت عمل صحیح به استقبال انسجام اسلامی برویم که نتیجه ی این نوع وحدت اتحاد عملی جامعه اسلامی میباشد ... ولی وقتی شاهد هستیم هنوز در برخی نکات به وحدت ملی نرسیده یا فاصله داریم چگونه میتوانیم امیدوار باشیم به زودی ثمرات انسجام اسلامی را ببینیم؟

وحدت در هیچ فرهنگ لغتی به معنای زیر پا گذاشتن یا دوری و دست بر داشتن از اعتقادات و ارزشهای یک جامعه نیست. وحدت یعنی یک نوع نزدیکی و ایجاد فضاهای سالم برای گفتگو و در صورت امکان نزدیک شدن به دیدگاههای مقابل و مقابله با تفرقه افکنی بیگانگان است.

حال این سؤال مطرح میشود که آیا میان اهل سنت و شیعه وحدت صد در صد ایجاد خواهد شد‌؟

اگر منظور از وحدت و اتحاد، وحدت اعتقادی است باید گفت: هیچگاه چنین وحدتی به وقوع نخواهد پیوست. چون این وحدت به معنی ذوب شدن یکی در دیگری است. همانطور که مقام معظم رهبری نیز بدان اشاره فرمودند: بحثها و گفتگوهای طلبگی و علمی باید وجود داشته باشد و این هیچ لطمه ای به جریان وحدت نخواهد زد. ما میتوانیم با برگزاری سمینارها و نشستهای کارشناسی به یک نزدیکی نسبی در مقوله وحدت برسیم که این خود خیلی خوب و مفید خواهد بود.

اما اگر منظور از وحدت، وحدت سیاسی است؛ باید گفت: این یک ضرورت غیر قابل انکار است. در شرایطی که دشمنان دین و مذهب در صدد تفرقه افکنی بین مذاهب اسلامی میباشند، ایجاد وحدت و همبستگی امت اسلامی از ضروریات است و بر همه واجب است با پرهیز از تفرقه و اختلاف در پیکره جامعه اسلامی نقشه شوم این دشمنان خدا را با درایت و زیرکی نقش بر آب کنند.

کلام پایانی: وحدت یعنی با حفظ کرامت انسانی و ارزشهای دینی و مذهبی، مصالح کیان اسلام را در نظر داشت و مسلمانان با هر مذهب و اعتقادی که دارند خود را برادر دینی هم بدانند و فریب دسیسه های دشمنان مشترک خود را نخورند که دشمنان می خواهند اصل اسلام را که متشکل از اهل تسنن و تشیع است، نابود کنند.


منبع خبر: شیعه نیوز
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

یکشنبه شانزدهم دی 1386 13:1
سایت نوروز: بيست و يكمين نشست ماهانه شورای مركزی مجمع طلاب خط امام روز جمعه در اصفهان و با حضور آيت‌الله طاهری اصفهانی برگزار شد.

آيت‌الله طاهری در اين نشست طی سخنان كوتاهی با قرائت آياتی از قرآن يكی از حكمت‌های تغيير و نسخ برخی از احكام الهی نظير ايام صيام و جهت قبله را تأمين رضايت مردم ذكر كرد و آن را منشأ مشروعيت نظام اسلامی دانست.

وی با يادآوری اهداف و آرمان‌های نخستين انقلاب اسلامی گفت: تحمل تمام رنج‌ها در به ثمر رساندن انقلاب و در دروان جنگ تحميلی برای اين بود كه ما روی پای خودمان بايستيم نه آنكه به دولت‌های بيگانه اميدوار و متكی شويم پس چرا اكنون بسياری از مردم به جايی رسيدند كه گمان مي‌كنند دخالت خارجی مي‌تواند آنها را از وضع موجود نجات دهد.

آيت‌الله طاهری با اعتراض شديد نسبت به اعمال نظارت استصوابی تصريح كرد: ادامه نظارت استصوابی يعنی مرگ انقلاب و مرگ قانون اساسی و البته كسانی كه بر سر سفره آماده انقلاب نشسته‌اند و از مواهب و منافع آن بهره‌مند شده‌اند نگران از دست رفتن انقلاب نيستند؛ زيرا كسی كه گوهری را ارزان به دست آورد، ارزان نيز از دست خواهد داد.

آيت‌الله طاهری افزود: من نمي‌دانم چند نفر در اين كشور عزم خود را جزم كرده‌اند كه برخلاف

 رضايت مردم عمل كنند اما مي‌دانم ادامه اين رفتار‌ها شكست انقلاب را به دنبال خواهد

داشت و اميدوارم من نباشم و چنان روزی را به چشم خود نبينم.

 

منبع<<:بایاران

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

فرمایشات حضرت آقا یکشنبه شانزدهم دی 1386 12:58
 

توضیح وبلاگ پخش فرمایشات حضرت آقا در خصوص فرمایشات عید غدیر ایشان و عدم دسترسی به ان:

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

با توجه به نقش و وظیفه موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، انتظار می‌رفت که این موسسه پایگاه اینترنتی فعالی و در شآن رهبر کبیر انقلاب داشته باشد، اما بعد از جستجو برای یافتن پایگاه اینترنی این نهاد متوجه می شویم که از سوی موسسه اصلی تنظیم ونشر آثار امام هیچ سایتی موجود نیست. حتی متن صحیفه نور، نیز برای مراجعه مستند به آثار ، سخنرانی ها پیام ها و ....حضرت امام نیز در فضای سایبر موجود نیست.
سایت اینترنتی موسسه تنظیم و آثار امام تا دو ماه دیگر شروع به کار می کند.

به گزارش «فردا» موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در 17 شهریور سال 1368 توسط سید احمد خمینی به منظور جمع‌آوری طبقه‌بندی، نگهداری، تنظیم، ترجمه و نشر آثار امام خمینی تاسیس شد.

با توجه به نقش و وظیفه موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، انتظار می‌رفت که این موسسه پایگاه اینترنتی فعالی و در شآن رهبر کبیر انقلاب در رابطه با آثار و زندگی حضرت امام خمینی داشته باشد، اما بعد از جستجو برای یافتن پایگاه اینترنی این نهاد متوجه می شویم که از سوی موسسه اصلی تنظیم ونشر آثار امام هیچ سایتی موجود نیست و فقط چند سایت از طرف نمایندگی‌های موسسه در استان‌های دیگر مثل قم و اصفهان وجود دارد که این سایت ها نیز هیچ کدام دارای اطلاعات جامع و کاملی در خصوص زندگی و آثار امام نیستند و فقط به طور مختصر به نکات کلیدی از زندگی امام پرداخته‌اند. حتی متن صحیفه نور، نیز برای مراجعه مستند به آثار ، سخنرانی ها پیام ها و ....حضرت امام نیز در فضای سایبر موجود نیست.

با توجه به این مسئله که امام خمینی نه تنها در جامعه اسلامی ما به عنوان یک الگو برای مردم و جوانان در داخل کشور می‌باشد، بلکه در تمامی دنیا نیز از ایشان به عنوان یک نهاد انقلابی یاد می‌نمایند. از همین رو موسسه تنظیم و نشر آثار امام باید اهتمام بیشتری در معرفی کامل آثار ایشان بورزد.
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
این در حالی است که متن سخنان رهبر معظم انقلاب  در روز عید غدیر هنوز در هیچ سایتی بدون کم و کاست منتشر نشده و همه خبر گزاریها ابا  دارند کلام ایشان که بطور صریح و آشکار از فرق اسلامی نام میبرند را به اطلاع مردم برسانند :
قسمتی از سخنان ایشان که با  سانسور کلمه ای مواجه شده حضرت آیت الله خامنه‌ای،‌درس بزرگ دیگر غدیر را، ‌توجه كامل به لزوم وحدت و انسجام مسلمانان برشمردند و خاطرنشان كردند: حضرت علی بن ابیطالب (ع)، ‌منصوب پیامبر خاتم بود اما هنگامی كه مشاهده كرد مطالبه این حق، ممكن است به اسلام لطمه بزند و اختلاف ایجاد كند،‌ نه تنها ادعایی را مطرح نكرد بلكه با كسانیكه صاحب منصب حق نبودند و بر جامعه اسلامی حكومت می كردند همكاری كرد چرا كه اسلام به وحدت نیاز داشت و به همین علت امیرمؤمنان این فداكاری را انجام داد. 

ایشان در همین زمینه افزودند: ملت ایران،‌ امروز در دنیای اسلام، از قویترین منطق یعنی «منطق ولایت و امامت» برخوردار است اما اثبات خود را در نفی دیگران جستجو نمی‌كند و به تأسی از امیرمؤمنان، پرچمدار دعوت ‌پیروان همه مذاهب اسلامی به وحدت و انسجام اسلامی است. 

رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به لزوم هوشیاری در مقابل فعالیتهای پیچیده دشمنان امت اسلامی برای تزریق ویروس تفرقه و اختلاف افزودند: درس بزرگ غدیر مبارزه با اختلاف و تفرقه است و برای تحقق این درس مهم پیروان مذهب اسلامی، باید از تعرض و اهانت به مقدسات یكدیگر و تحریك مسائل حساسیت برانگیز پرهیز كنند و همانگونه كه در پیام حج بیان شد با هوشیاری و وحدت، برنامه استكبار را برای «ایجاد تفرقه مذهبی و درگیری میان شیعه و سنی» ناكام بگذارند. 
منبع<<:بایاران
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

میز گردی در مورد تصوف از صدای امریکا چهارشنبه دوازدهم دی 1386 17:59

پاسخ های مستدل کارکنان دفتر ایت ا...مکارم شیرازی به دو نامه  جمعی ازفقرای نعمت اللهی گنابادی شیراز

 پاسخ ها در یک روز ارسال گردیده است

Majzob.com


Majzob.com


Majzob.com
بسم الله الرحمن الرحيم
:: با اهداء سلام و تحيت؛
نامه الکترونیکی شما دریافت و به شماره 77664 ثبت گردید.
 پاسخ نامه شما به زودی ارسال می گردد.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دفتر آيت الله العظمي مکارم شيرازي / بخش استفتاءات

 بسم الله الرحمن الرحيم
:: با عرض پوزش؛
 
نامه الكترونيكي به  شماره  77664 بايگاني شد

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دفتر آيت الله العظمي مکارم شيرازي / بخش استفتاءات
 
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

خبر ها در راه ؟؟!! سه شنبه یازدهم دی 1386 12:30
اين روزها درايران تخريب اماكن مقدسه شيعيان بالاخص دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي دردستور كار نفوذیان حزب حجتیه ومعاندین تصوف در وزارت اطلاعات قرارگرفته و هم اكنون تلاش مي شود با فشار بر مراكز خدمات شهري و بهانه جويي هاي غيرقانوني حسينيه دراويش در شهر كرج هم به سرنوشت حسينيه هاي قم و بروجرد دچار شود و تنها نكته اي كه مورد توجه تئوريسين هاي اين ماجرا قرار ندارد آثار و عواقب مخرب و ارائه چهره اي خشن از دين اسلام نزد جهانيان است . چهره اي كه البته همگان با نظاره آن به تحجر و كج فهمي خشكه مقدسها پي مي برند و ضربه نهايي متوجه حكومت ايران مي باشد .

مدتهاست تعدادي از مراجع تقليد شيعيان درايران با صدور فتاوي و ايراد سخنراني در ميان تجمع نيروهاي به اصطلاح حزب اللهي سعي در تشويش اذهان و تحريك احساسات ديني مردم ايران نسبت به دراويش را دارند و تصو ف  را شاخه اي انحرافي از دين اسلام و بدعت مي دانند .

اينجا مجال بحث پيرامون حقانيت تصوف از ديدگاه علماي اعلام دين اسلام نمي باشد اما آنچه امروز حايز اهميت است نقشه هاي شوم جاسوسان ممالك غربي و شرقي و اعتقادات متحجرانه ايست كه با ورود در سيستم امنيتي و اطلاعاتي ايران تلاش مي كنند تا توسط مأمورين اجرايي خود كه همان نيروهاي حزب الله و امت منتسب به بسيج و سپاه ايران آنها را پياده سازي نمايند .

اين روزها تعرض به حسينيه دراويش نعمت اللهي گنابادي در شهر كرج دردستور كار قرار دارد . البته زمينه سازي براي اين تعرض مدتهاست با راه اندازي پايگاههاي اينترنتي واهانت وهتاكي به بزرگان سلسله نعمت اللهي گنابادي و تهيه طوماري عليه تصوف صورت گرفته وكماكان ادامه دارد .

اين اقدامات خيلي دوراز انتظار هم نيست چراكه همفر جاسوس لندن در ممالك اسلامي در خاطرات خود به سندي تنظيمي توسط وزارت مستعمرات لندن اشاره مي كند كه در آن تخريب اماكن مقدسه شيعيان و تشديد اختلاف ميان مسلمين و ارائه چهره اي خشن و تروريست از دين اسلام در صدر برنامه ها قرار دارد و امروز هم همان همفرها و جاسوسان بلوك غرب و شرق عالم در لباس اطلاعاتي يا طلبه اي در حوزه علميه قم درآمده و سعي مي كنند براي رسيدن به شكوفايي اقتصادي مطلوب خود اوامر اربابان را اطاعت كنند .

ملتهاي جهان بدانند بررسيها به خوبي بيانگراين حقيقت است كه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران قصد دارد با فشار بر دراويش نعمت اللهي گنابادي و تحريك عوامل و هيأتهاي عزاداري در ماه محرم مكان عبادي آنها را در شهر كرج نيز مورد تعرض وحشيانه قرار دهد . البته اين موضوع اختصاص به كرج ندارد و يك اقدام سراسري است و ماه محرم امسال آغاز درگيريهاي خونيني است كه با توجه به آرايش كنوني سياسي ايران و درگيريهاي سياسيون و انتخابات پيش روي مجلس شوراي اسلامي ايران عواقب خطرناكي براي حاكميت ايران دارد و از عقلاي نظام سياسي ايران انتظار مي رود به هوش باشند .
سیاست دشمنان اسلام در سالهای آتی در خاور میانه جنگ مذهبی و فرقه ای است باید دید دستهای اجرایی  تحقق این سیاست در ایران چه کسانی هستند؟؟و روش آنها چگونه است ؟؟
منبع :سايت  مجذوبان نور
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

جوابيه دفتر آیت الله مکارم به نامه ی سرگشاده دراویش نعمت اللهی گنابادی شیراز

بسم الله الرحمن الرحيم
:: با اهداء سلام و تحيت؛
جواب : حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی هرگز فتوای به تخریب محلی نداده است مشکل بزرگ از اینجا شروع شد که جمعی از هم مسلکان شما در قم و نقاط دیگر شروع به تبلیغات گسترده به نفع خود و بر ضد دیگران کردند و حتّی حریم مراجع را نگه نداشتند. این تبلیغات گسترده جمعی از مومنین را برانگیخت و درگیریها شروع شد. معظم له بارها رئیس آنها را در قم احضار فرموده و سفارش کردند که دست از این تبلیغات بردارند. عاقبت خوبی ندارد ولی متأسفانه ایشان گوش نکردند و کنترل قضایا از دست خارج شد و شد آنچه شد.
امیدواریم شما مانند آنها دست به تبلیغات نزنید که عامل تفرقه و تحریک همان است. خداوند همه را در طریق مستقیم موفق بدارد.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی / بخش استفتاءات
 
 
نامه  مجدد  جمعی از دراویش نعمت اللهي گنابادی شیراز به مسئولین دفتر آیت الله مکارم شیرازی
 
 
بسمه تعالی

مسئولین بخش استفتاء آت دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی

سلام علیکم
احتراماٌ به عرض بزرگوار یا  بزرگوارانی که دردفتر آیت الله (بخش استفتاء آت) مشغول به کار هستند و پاسخ به نامه  دراویش نعمت اللهی گنابادی شیراز را نوشته ،  تنظیم و ارسال نموده اند می رسانیم : جوابیه ارسالی شما وصول گردید ، اما نامه برای شما نوشته نشده بود . نظر مثبت یا منفی  كارکنان دفتر آیت الله  را نخواسته بودیم . هر شخص منصفی که نامه  دراویش شیراز را مطالعه نموده باشد جوابیه  و مندرجات آن با عث حیرت او خواهد شد زیرا مطالب گفته شده و تناقضات آن نشان می دهد که جوابیه از سوی حضرت آیت الله نمی باشد و کاملا مشهود است که نه تنها نامه  دراویش به دست ایشان نرسیده است بلکه نویسندگان جوابیه نیز آنرا مطالعه ننموده اند . از این رو برخود فرض و واجب دانستیم از باب امر به معروف و نهی از منکر در جهت رفع شبهه و اتحا د مسلمین ،  مطا لبی را به استحضار نویسنده یا نویسندگان جوابیه برسانیم .

ا - وقتی گزارشات به مراجع محترم غیر واقع یا ناقص و اشتباه باشد به حتم واکنش ها و عکس العملها  نیز غیر واقعی و اشتباه خواهد بود . بزرگترین خیانت به مسلمین و شیعیان خصوصا مرجعیت معظم آن است که با داده ها  و اطلاعات غلط  و مغرضانه به  مراجع  و مردم ، میان این دو  و اقشار جامعه ایجاد فاصله، تفرقه ، نفرت و چالش نمود . گزارشات هیئت تحقیق شورای امنیت کشور در واقعه قم مؤید این  مدعاست زیرا در آن  گزارش صراحتا قید گریده است که گزارشات غیر واقع به مراجع  از علل اصلی غائله بوده است .

2-مقام مرجعیت و اوامر آنها  والاتر از آن است که  اشخاصی که برای معیشت دنیا در دفاتر مراجع معظم  به کار گماشته شده اند در امور دینی و تخصصی  خصوصا در مسائل حاد جامعه اسلامی مداخله نموده و از سوی مقام معظم مرجعیت جوابگوی مسلمین باشند !!. اجتهاد شخصی و تمایلات  سیاسی اطرافیان  مراجع باعث تفرقه میان اقشار جامعه  و فاصله  میان  مرجعیت و مردم خواهد شد .

3- جوابیه  به دلایل  ذیل به حتم و مطمئنا از سوی حضرت آیت الله مکارم شیرازی صادر نشده است زیرا :
الف - در نامه دراویش شیراز  سؤالات  بسیاری است که به هیچ کدام پاسخ داده نشده است و چون جواب درخواست و تقاضای فتوا از سوی مردم بر مراجع فرض و واجب است بعید به نظر می رسد که حضرت آیت الله دراویش را از این فیض محروم نموده باشند .

ب - اگر ایشان فرموده اند که دستور  به  تخریب  حسینیه ها نداده اند چگونه به عده ای خطاب ( مؤمنین ) می نمایند  که با عث  تفرقه  می شوند ، حسینیه ها را می سوزانند ،  اعمال خلاف قانون و شرع انجام میدهند و بر خلاف نظر مرجعیت رفتار می نمایند ؟؟

ج - با عنایت به موارد ذیل :
- در درویشی و امور ایمانی و اعتقادی تبلیغ وجود ندارد  و بزرگان سلسله نعمت اللهی گنابادی کرارا  این موضوع را بیان فرموده اند .
- به فتوای بسیاری از علماء  دارویش گنابادی مسلمان و شیعه می باشند .
- بر طبق اعلامیه حقوق بشر که کشور ما از امضاء کنندگان آن می باشد و براساس قانون اساسی و قوانین جاریه   درویشی و درویش بودن  جرم نیست و دراویش مانند تمامی اقشار جامعه در چهار چوب  قانون در عقائد خود و اظهار و تبلیغ آن  و تجمعات خود آزاد هستند و هیچ ممانعت قانونی برای آنها وجود ندارد.
با توجه به آیات قرآنی در خصوص آزادی بیان  بر فرض محال  حتی  اگر  تبلیغی از سوی دراویش صورت گرفته باشد  قانونا و شرعا جرم و جنایتی صورت نگرفته است و مخالفت و مغایرتی با قوانین ندارد از این رو  تبلیغ  درویشی نمی تواند مستند  مخالفت و تهاجم و تخریب حسینیه ها باشد . چون حضرت آیت الله به موارد فوق اشراف دارند آنچه درجوابیه آمده است نمی تواند اظهارات ایشان باشد .  خصوصا در آن بخش که نوشته شده است :  " تبلیغات گسترده به نفع خود وبر ضد دیگران کردند وحتی حریم مراجع را نگه نداشتند ". آقایان محترم دفتر آیت الله : در کتاب مستطاب پند صالح خصوصا و در کتب و فرمایشات مختلف بزرگان این سلسله  عموما ،  دفاع  از  حریم  علما و احترام به آ نها از دستورات مؤکد به دراویش است . چون حضرت آیت الله  مطمئنا  تهمت و  افترا به احدی نمی زنند  شما چگونه می توانید چنین تهمتی را روا دارید ؟!   دراویش  برضد  چه  کسانی  تبلیغ
نموده اند ؟!  چه عملی را نشانه شکستن حریم مراجع دانسته اید ؟!   گویا  شما  اطلاع ندارید که بسیاری از بزرگان این سلسله از علمای طراز اول و از روحانیون معظم تشیع بوده اند .

د- بر اساس تحقیقات انجام شده میان حضرت آیت الله و جناب آقای شریعت شیخ بزرگوار سلسه هیچ ملاقات حضوری انجام نگردیده است و اگر حضرت آیت الله پیامی برای ایشان فرستاده اند باید در خصوص حاملان پیام ، چگونگی انتقال آن  ،  صداقت آنان  و گرایشات سیاسی آنها تحقیق و بررسی شود .

4 - در بخشی از جوابیه آمده است که " کنترل قضایا از دست خارج شد و شد آنچه شد "  معلوم  نیست  کنترل  به چه معنی است ؟  و از دست کدام شخص  خارج شده است ؟  در مملکت  ما  قانون  حاکم  است  و کنترل  هر قضیه ای  به عهده  مسئولین  قانونی  کشور می باشد . نویسند گان  جوابیه تلویحا و ناشیانه حضرت آیت الله را متهم به دخالت در امور اجرایی و سیاسی حکومت نموده اند .

5- در بخش پایانی جوابیه جهت گیری فکری و  سیاسی نویسندگان کاملا مشهود است و به تعبیری مطالب گفته شده حالت تهدید دارد زیرا عامل تفرقه را تبلیغات دراویش دانسته و گویا نوشتن نامه دراویش شیراز از دیدگاه آقایان تبلیغ و عامل تفرقه می باشد ؟؟!!!! اما نگفته اند که عامل تحریک چه کسانی خواهد شد ؟؟!!!  و  این کسان آیا همان به اصطلاح " مومنین " می باشند  ؟؟!!!

در پایان توجه آقایان را به سخنرانی آیت الله خامنه ای در روز عید غدیر خم و سفارشات ایشان در خصوص وحدت مسلمین جلب می نمائیم و از خداوند  منان  توفیق همگان را در صراط مستقیم که  همانا   ولایت  ائمه اطهار ( ع )  و روش و منش آن  بزرگواران است مسئلت داریم و از نویسندگان جوابیه تقاضا می کنیم نامه دراویش شیراز را به حضرت آیت الله تحویل نمایند  و پاسخ ایشان را در خصوص تمامی پرسش های  مندرج در نامه برایمان ارسال فرمایند . کاش حقیقت توحید ، حقیقت مرگ ، حقیقت قیامت و حقیقت دیانت ......  بر  همگان آشکار می شد تا محبت ، عشق ، برادری ، اتحاد و اتفاق جای خود را به تفرقه ،  کژبینی  ، نفرت ، حجاب منیتها  و باورهای  متعصبانه می داد .
 والسلام

با تشکر
جمعی از دراویش  سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی  شیراز
 
منبع <<:بایاران
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

مولانا از دیدگاه آیت‌الله‌ها سه شنبه یازدهم دی 1386 12:23
مولانا، این پیامبر ادبیات را نمی‌توان بین ترک‌ها و ایرانی‌ها تقسیم کرد.»
این آغاز مقاله‌ای است از «اوزدمیر اینجه» از نویسندگان و روزنامه‌نگاران معتبر ترکیه که به موضوعی پرداخته است که برای ما ایرانیان اهمیت خاصی دارد. وی در نوشته‌اش در روزنامه حریت می‌نویسد: «ترک‌ها مولانا را یک ترک‌زاده خراسانی و بزرگ‌شده قونیه می‌دانند و جزئی از ادبیات ترک می‌نامند. ایرانی‌ها نیز با اشاره به زبان شعری فارسی مولانا، او را پرورش‌یافته تخت‌گاه ادبیات خود می‌دانند.»

اوزدمیر اینجه معتقد است که مولانا محبوب سیاست فرهنگی رسمی راست ترکیه شناخته می‌شود. او می‌نویسد «اما این مولانا در مراسم شب عروس، شب مرگ مولانا، در قونیه بیش از آن‌که به عنوان یک شاعر و متفکر نمایانده شود، به عنوان یک شیخ طریقت شناسانده می‌شود و حتی از دیدگاه مهمانان غربی که به این مراسم آمده‌اند، مقام او از شیخوخیت طریقت نیز بالاتر رفته و به مرتبه پیغمبری رسیده است. از مولانا که آثارش در هر زمان در آمریکا جزء پرفروش‌ترین آثار بوده است، در ترکیه همانند پدیدآورنده یک دین و طریقت جدید یاد می‌شود.»
اینجه نوشته است: از طریق خبرهایی که دوست نزدیکم در ایران برایم فرستاده است، دریافته‌ام که آیت‌الله‌های ایران به مولانا اصلاً به دیده مثبت نگاه نمی‌کنند. این برای من یک نگاه کاملا تازه است. بنا به خبری که در روزنامه جمهوری اسلامی تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۰۷ منتشر شده است، آیت‌الله صافی گلپایگانی به برگزاری کنگره مولانا (در ایران) و برگزاری مراسم رقص سماع و موزیک در آن کنگره اعتراض کرده است.
آیت‌الله نوری همدانی نیز گفته است «کتاب‌های شعر مولانا را باید تنها به خاطر اهمیت آن در ادبیات می‌توان در کتاب‌های درسی مورد استفاده قرار داد. چرا که در آثار مولانا، سخنان بسیار بیهوده‌ای که با اصول و اعتقاداتمان هم‌خوانی ندارد، بسیار یافت می‌شوند.» وی مدح منصور حلاج را در مثنوی به عنوان دلیلی بر ارتداد مولانا شمرده است.

روزنامه نیمه‌رسمی جمهوری اسلامی همچنین در تاریخ دوم دسامبر ۲۰۰۷ به شدت از تصوف و دراویش انتقاد کرده و تصوف را جنگ با اسلام و دشمنی با پیامبر نامیده است. همین روزنامه آورده است: «تصوف، یک بیماری فکری و اعتقادی است که در کسوت دین به اسلام توهین می‌کند و با قواعد و قوانین این دین الهی در افتاده است. این تفکر در جهت ضدیت با اعتقاد و اعمال ۱۲ امام تشیع است که از اهل بیت پیامبر اکرم هستند.»

طبق خبری که دوستم ارسال کرده است مجازات آن‌چه که روزنامه جمهوری اسلامی آن را جرم دانسته است، مرگ است.
در دومین هفته نوامبر امسال در جریان نزاع بین نیروهای امنیتی ایران و پیروان طریقت نعمت‌الله گنابادی از مشایخ طریقت صوفیه بخشی از خانقاه دراویش گنابادی با خاک یکسان شد. جریان جالبی است. در یک جمهوری مبتنی بر اسلام، خانقاه پیروان یک طریقت با خاک یکسان می‌شود. این جریان باید در ترکیه و دنیا، مد نظر دوست‌داران مولانا و تصوف باشد.
بر خلاف جمهوری اسلامی ایران، حزب حاکم عدالت و توسعه ترکیه خواستار گشودن خانقاه‌ها و تکیه‌ها و احیای تفکر تصوف است.
منبع خبر:
http://radiozamaaneh.com/literature/2007/12/post_461.html

منبع<< :پايگاه هم انديشي دراويش
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

شایعات در بروجرد سه شنبه یازدهم دی 1386 12:23

هـــــو
121

اِنَّما اَشكُــوا بَثِّى وَحُزنِـى إلَـى الله

و فَاصبِر صَبراً جميلاً، اِنَّ اللهَ يحب ُّالصّابِرِين

اِن الحُسين مِصباحُ الهُدي و سَفينَه النِجاه

 

از بروجرد شنیده می شود : همان گروه خارج از حاکمیت  و انجمن تروریستی حجتیه که هدفی جز  ایجاد اغتشاش و تنش در کشور و بد نام نمودن وجهه   اسلامی مسولین نظام  را ندارند  به دنبال اجرای اهداف شوم خود در بروجرد شایع نموده اند که فقرای نعمت اللهی در دهه محرم قصد انتقام جویی از مسببین حمله  به حسینیه  دراویش  را دارند .  طبق  ایمیل ارسالی از فقرای بروجرد ضمن  تکذیب این گونه شایعات که هدفی جز تخریب آرامش بروجرد و ایجاد نفاق درپیکره حکومت اسلامی ندارند اعلام داشته اند فقرای بروجرد همانند دیگر دراویش نعمت اللهی و طبق فرمایش حضرت آقای مجذوبعلیشاه مسببین این رسوایی عظیم و حمله کنندگان به حسینیه حسین (ع ) را  به منتقم حقیقی و امام عصر (عج)واگذار می نمایند

در قسمتی دیگر از ایمیل افزوده است : گفته های اینان صرفا جهت خود زنی و مظلوم نمایی بوده  تا بتوانند در سایه این شایعات به اهداف پلید خود نایل شوند .و فقرای بروجرد از هر گونه اقدامی که باعث ایجاد تنش و یا خدشه وار نمودن به پیکره مسلمین و کشور باشد دوری جسته و یاد اور میشوند مطابق فرمایشات پند صالح با همه خلق به شفقت و مهربانی و به  بد کننده بر خود نیکی می کنند.

 

منبع<<:بایاران

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

مناظره ((اختصاصی مجذوبان نور )) سه شنبه یازدهم دی 1386 12:21
http://www.majzob.com/content/view/752/146/

اكثر هم لايعقلون  ×  و اكثر هم لايشعرون

معرفت و آگاهی وتشخیص   هر موضوعي راه و رسمي مخصوص به خود دارد. براي تشخيص و درمان  بيماري در يك شخص، نمي توان متوسل به علم زمين شناسي و اصول آن شد- و نمي توان متوسل به  ادبيات عرب و صرف و نحو شد- و نمي توان با علم فقه و اصول پي به بيماري ببريم- تشخيص بيماري پزشك مي خواهد، آزمايشگاه و تخصص مي خواهد.... . اگر هزاران عالم نجوم يا اديب يا زمين شناس يا ..... در خصوص درمان بيماري مدعی مداوا باشندو هر كدام طلب حمايت از هم فكران خود نمايند- كثرت جمعيت آن ها دليل بر صلاحيت آن ها نمي شود بلكه نشان دهنده ي آن است كه اين جمعيت پرمدعا بيماري رواني دارد.
در خصوص مسائل اعتقادي و اصول ايماني چه كساني حق  و صلاحيت دارند كه در امور ایمانی  شيعيان ویا اعتقادات مردم دخالت كنند؟!  چه كسي  مي تواند به ديگري بگويد كه چگونه فكر كن!؟!- و چگونه اعتقاد داشته باش!؟!- و مثلاً اينگونه بايد ايمان داشته باشي!؟! يا بايد بيائي و با من بحث كني ومسلمان بودن خود را اثبات نمایی!؟!‌ اگر نيامدي چنين مي كنم و چنان مي كنم!؟! يا حسينيه ات را آتش مي زنم!؟! و.... . اصلاً منظور شما از بحث و جدل چيست؟ شاید به دنبال حقيقت هستيد و سئوال داريد!! كه در اين صورت كتب بزرگان ما موجود است ومیتوانید  تحقيق  بفرمائيد.  يا نه، دلتان براي گمراهي ما مي سوزد!! !! و مي خواهيد ما را هدايت كنيد؟ از لطف شما ممنونيم عنايت بفرمائيد به دنبال اصلاح خودتان  باشيد. اگر سئوال داشتيم حتماً خدمت مي رسيم!! و نيازي به بحث و جدل نيست. شايد و شاید ما را دشمن مي بينيد؟ خدمتتان عرض كنيم ، ما با احدي دشمني نداريم و اتفاقاً همه ي بندگان خدا را دوست داريم. اما سئوال داريم چراباید با ما دشمن باشید ؟ ‌وجود ما براي شما ايجاد دشمني كرده است يا عقيده ما؟ اگر ما مشكل ساز شده ايم (كه نشده ايم) مملكت قانون دارد، از طريق قانون و محكمه مي توانيد اقدام كنيد. اينكه بحث نمي خواهد. اگر عقيده ما مشكل ايجاد كرده است؟ بايد بگوئيد مشكل كجاست؟ شايد در این مورد مسئوليتي  داريد و وكالتي از سوي حق، كه در اين صورت لطف بفرمائيد وكالت نامه خودتان را در جرايد منتشر كنيد.!! آنگاه حتماً خدمت مي رسيم!! و مشكل شما را با اصلاح ايمان خود!!  برطرف مي كنيم. تا اينجا كه نيازي به بحث و جدل نبود- خب- اگر باز هم مي فرمائيد بايد بحث كنيم بايد ديد هدف شما چيست؟ تفرقه و دشمني؟!! يا وحدت؟ بهتر از ما مي دانيد بحث و جدل به زور ايجاد تفرقه مي كند و وحدت جامعه اسلامي را خدشه دار مي كند و اگر بر اين اساس موفق هم شويد كه نمي شويد و مارا سركوب كنيد   جامعه تك صدائي نشانه تحجر و ديكتاتوريست. شما كه نمي خواهيد زورگو باشيد؟!! حالا فرض مي كنيم زوري هم در کار  نباشد!! و شما باز  عقيده مارادر جامعه  خطري براي خود مي بينيد.!!  مثلا مي فرمائيد عقيده ما باعث گمراهي ديگران مي شود؟ و شايد بگوئيد اصلاً شما مسلم نيستيد . فراموش نمودیم که هر بار که با شما هم صحبت میشویم باید شهادتین بگوییم اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله واشهد ان علی
 ولی الله   خب حالا مي خواهي به ما بگوئيد مسلمان  نيستيد!! اگر گفتيد طبق رساله همه مراجع اظهار شهادتين بر مسلم بودن فرد كفايت مي كند.  شاید شرایط مالی وسیاسی !!  اقتضا ميکند  كاتوليك تر از پاپ باشيد!! برگرديم به ادامه موضوع- مي فرمائيد عقيده ما باعث گمراهي ديگران است؟ گمراهي چيست؟ و گمراه از كدام راه؟ راه انجمن حجتیه ؟راه انحصارگران دیانت؟راه تقلید دراصول دین؟!!  متخصص !!تشخيص  گمراهي ما  چه كسي است؟ اگر متوسل به فتواي مراجع مي شويد-دو سه مرجعی که با ما مخالفت کرده اند نطر آنها حکم الهی نیست .آیا به شما دستور درگیری هم داده اند؟ آ قایان آزادهستند كه اعتقاد به ظلالت ما داشته باشند و  حتماً دلايلي هم دارند وامیدواریم به دلایل سیاسی نباشد چون مي دانند كه در روز جزا و قيامت كبري باید جوابگوي حضرت باري تعالي باشند!!!. اما اين دليل  نمي شود كه به صرف فتوا   شما حكم مطلق صادر بفرمائيد.!! قانون را زیر پا بگذارید !!نظام را تضعیف کنید!! هرج و مرج ایجاد کنید !!برای اهداف خود یا اجرای دستورات !!!به دروغ   افترا تهمت  ریا  و...متوسل شوید !! فکر میکنیدبا این اعمال از مسلمانی شما چه جیزی باقی می ماند ؟!!  آنچه در قم و بروجرد  پيش آمد نتيجه تفكر و انديشه عده اي متحجر بود كه فتاوي مراجع را مستمسك شرعي خود قرار دادند. ضمناً  حساسيت شما در انجام امور شرعي ما جاي سئوال دارد؟ تمامي ملت ايران بلكه جامعه تشيع را شما روزانه يا ماهانه يا سالانه چك مي كنيد!! كه آيا خمس و ذكاتشان داده اند؟؟ و نمازهاي واجبشان خوانده اند؟؟ يا در مسجد حاضر شده اند؟؟ يا عمل حج كه از واجبات است، انجام داده اند؟؟ و..... و انجام اعمال خدای  نكرده غير شرعي توسط ما ايجاد گمراهي براي ديگران شده است؟- اگر عقلانی حكم كنيد ظاهراً باعث گمراهي كسي نشده ایم. مي ماند موضوع تبليغ كه شما ايراد گرفته ايد؟ اولاً تبليغ نمي كنيم زيرا در مقام ايمان تبليغ  اثري ندارد-  ثانياً بر فرض محال اگرهم تبليغ مي كنيم-  به شما چه ربطي دارد!! و تبلیغ درویشی چه مشکل قانونی دارد؟؟ شما هم راه خودتان  را تبليغ كنید. مردم خودشان تصميم مي گيرند و تشخيص مي دهند. نكند فكر مي كنيد عالم دهر هستيد و سواد داريد و گمراه نمي شويد و عوام بي سوادند و در مرز خطر گمراهي؟ يادتان بياوریم!‌ ابوجهل اول نامش ابوالحكم بود- مقداد- ابوذر- سميه- بلال و... هيچ كدام سواد نداشتند.  انبياءهمه  امي بودند و گذشته از آن هر چه روزنامه و بلندگو- راديو و مراكز انتشاراتي که در دست شما و دوستان شماست. از چه مي ترسيد؟ هر چه مي خواهيد بگویید- چه كسي جلوي شما را گرفته يا مي تواند بگيرد!! گفته ايد كه ما ستون پنجم هستیم وخارجی ووابسته؟!!البته این حرفها تکراریست به مولای ما در کربلا هم می گفتند !! اما در جواب عرض کنیم اولاً به خدا ستون پنجم نيستیم  ثانياً‌ ايراني هستیم و اگر ايراني بودن- خارجي بودن است- شما درست مي گوييد ولي بايد بگوييد شما در ايران چكار مي كنيد؟! و از كجا آمده ايد- ستون پنجم دشمن بودن موضوعي امنيتي است و مربوط به دولت مردان و قانون است و جايگاهي در بحث و جدل ندارد. از طرفي برادران عزيز در اين خصوص اگر مي خواهيد بحث كنيد اول سري به تاريخ بزنید،‌ خيلي دور هم نشوید به تاريخچه انجمن حجتيه كه اين روزها ميان بري به دول كافر كمونيست!!نیز زده اند. توجه و عنايت بفرمایید و از بزرگانشان تحقيق كنید و يك سري هم به تاريخ تصوف و دوره صفويه بيندازید؟؟ خيلي چيزها دستگيرتان ميشود. اگر هم دستي در سفارتخانه ها داريد که دارید مي توانيد آماري از رفت و آمد دوستانه!! بعضي ها!! بگيريد بعد بيایید با هم صحبت مي كنيم.
اگر هم به دنبال بهانه اي هستيد براي جنگ داخلي، و قدرت نمايي و زورگويي بهتر است قبلاً مشورت كنيد و نگاه كنيد و ببينيد آیادامي  نساخته اند كه وحدت مسلمين را از بين ببرند ؟(البته اگردلتان برای اسلام می سوزد ) !!!و اگر و اگرو .... و اگر تنها حس و تعصب دين وجودتان را لبريز نموده  وخود به کمال روحی رسیده !! وحالا  به دنبال اصلاح نفوس خلايق براي تقويت ديانت هستيد!! واتيكان هست -  غرب هست   آنها مسلمان نيستند برويد آن ها را مسلمان كنيد!!.راستی  چرا آنجا؟ به هندوستان و چين حمله كنيد كه در آنجاگاو پرست و بت پرست بسيار يافت مي شود. اگر راه دور  است!! در همين كشورهاي شمالي هنوز كمونيست هاي بسياري وجود دارند برويد و آن ها را به اسلام بخوانيد!!  حداقل ما شهادتين را به زبان جاری مي كنیم!! و شايد كمي مسلمان باشم-!!! مي دانیم دراویش در اقليت هستند و  شما در اكثريت اما كثرت دليل بر حقانيت نمي شود. بر همين كثرت كاش شك مي نموديد!!!!چون تعداد شما از 313 نفر خیلی بیشتر است!!!؟؟
در نهايت آنكه در خصوص مسائل ايماني و اعتقادي بايد شخصي به عنوان شاهد در بحث شركت كند كه حرف او حجت باشد و تصرف در باطن ماوشما نموده و درجه ي ايمانمان را سنجيده، قضاوت نمايد. شاهد ما حضرت حق تعالي است يا امام او حضرت حجت (عج)- اشتباه كردم- يك نفر بيشتر نمي تواند و آن تنها خداست زيرا اگر بر فرض محال امام عصر (عج) در اين مباحثه شركت كرد مشكل دو تا مي شود حقانيت ما و اثبات حقانيت ولي عصر (عج) البته  برای شما  !!  مخصوصاً اگر در مخالفت با شما صحبت بفرمايندو  شايد هزاران دردسر ديگر پيش آيد. اگر توانستيد چنين شرايطي با حضور خداوند مهيا سازيد ما با هر كسي حاضریم بحث كنیم و در غير اين صورت تمايل به بحث نداریم لكم دينكم ولي دين- كسي را هم نمي خواهیم محكوم كنیم زيرا معتقدیم كه لا اكراه في الدين- در ظاهر امر و امور اجتماعي نيز ميان ما و شما قانون حاكم است نه به حقوق شما تجاوز مي كنیم و نه شما به خودتان اجازه دهيد قانون شكني كنيد. مارا قبول نداريد اگر داشتيد برايتان مي گفتم من نویسنده این مقاله   به خدا  روحاني بودم، پاسدار بودم، در انقلاب وجنگ مجروح شدم، به بسياري از مراجع و علما علاقه مندم و با آن ها مراوده دارم، وطنم را دوست دارم،‌ اسلام و تشيع را دوست دارم و راه عرفان و سلسله ي جليله گنابادي را از روي تحقيق يافته ام. براي تمامي سئوالات شما جواب  دارم. اما گفتن چه سود! از ما نترسید !!جامعه در حال انفجار است .جوانان ما بخاطر اعمال شما دین ستیز شده اند. فقر وبیچارگی  غوغا میکند.فریب ظاهر آرام جامعه را نخورید .   بیتفاوتی عمومی نسبت به ارزشهای انسانی  و ریا وتظاهربه دین برای حفظ مقام و موقعیت اجتماعی هویت دینی و ملی مارا به خطر انداحته است . .ایدز" اعتیاد "فحشا"رشوه خواری " همچون موریانه ستونها و ارکان جامعه را از درون متزلزل ساخته است
خانه از پای بست ویران است     خواجه در فکر نقش ایوان است
مشکل  شما درویشی و درویشان   نیستند  .در چه عوالمی سیر میکنید ؟؟ کجا هستید؟؟ دنیا مارکسیسم  رابه فراموشی سپرده است  اما در کشور ما و میان جوانان ما ودر جلو چشمتان کفر و الحاد ریشه دوانده است ؟!! .آیا اینکه  هر روز یک نفر مدعی میشود که امام زمان است شما را به تفکر وادار نمی کند؟؟رواج شیطان پرستی را در جامعه نمبینید ؟آیا فکر میکنید این معضلات نتیجه ی چیست ؟!! 30 سال از انقلاب گذشته است و دیگر نمتوانید طاغوت و رژیم گذشته را مقصر  بدانید !! .برای امر به معروف و نهی از منکر آنقدر مشکلات وجود دارد که نیازی به کاوش نیست!! .کمی تاریخ بخوانید و ببینید آن زمان که علمای ما بخاطر اجتهاد وسلیقه های شخصی فتوا به خون یکدیگر میدادند استعمار و دشمنان اسلام چگونه ما را غارت کرده و به ریش همه ی دینداران خنده زده وبه اختلافات دامن میزدند !!.دستور دهندگان و تشویق کنندگان به جنگ داخلی را شناسایی کنید !!.پایان بین باشید . مشکل جامعه دراویش نیستند .اگر تمایل جوانان و مردم به عرفان و تصوف زیاد شده است باید  خوشحال باشید .زیرا تعالیم و تربیت عرفانی مکتب درویشی  سد محکمی درمقابل تهاجم فرهنگی وانحطات اجتماعی ایجاد خواهد  نمود .چه  خیال  کودکانه ای  این  توهم  را  بوجود  آورده  که  با  سوزاندن حسینیه ها و ضرب وشتم دراویش میتوانید اثری بر اعتقادات و باورهای ایمانی ما داشته باشید  !!؟ اتفاقا از زمان شروع  درگیریها  هم  تمایل  و گرایش مردم دوصد چندان شده است و هم   دراویش  در ایمان خود راسختر و استوارتر شده اند   متاسفانه  سوراخ  دعا را اشتباه  گرفته اید .دشمن  اصلی  شما  جهل  شماست . سر را به زیر برف برده اید!! .واز دیدن حقیقت محروم مانده اید !!.آیا با بحث های نظری در اعتقادات(مناظره) مشکلی حل خواهد شد ؟؟؟؟؟؟؟ کاش طالب حقیقتی  در آشفته بازارسیا ست وجود داشت تا   بجای بحث فتوا و مناظره ی بی حاصل ازمخالفین خود تقا ضای مباهله مینمودیم  کاش !!

خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |

عشريه در ماليه اسلام چهارشنبه پنجم دی 1386 10:40
چكيده:

زكات عشر در زمان غيبت مهمترين نوع ماليات اسلامي است. اين حكم از زمان حضرت يوسف ع از جمله ماليات‌هاي اساسي شرعي در شرايع مختلف بوده و همچنان توسط پيامبران بعدي نظير موسي ع و عيسي ع و رسول اكرم ص و ائمة معصومين ع امضاء شده است و معذالك كمتر مورد توجّه قرار گرفته است. بكارگيري وجوه مختلف عشر در تورات و انجيل و قرآن و كتب روائي شيعه و اهل تسنّن و متون ادبي- تاريخي و در حكومت‌هاي قبل و بعد از اسلام در دول مختلف بررسي مي‌گردد و زوايا و پيچيدگي‌هاي زكوي آن تحليل مي‌شود.
ادامه مطلب
خاک پای فقرا:نوشته شده توسط خاک پای فقرا  | لینک ثابت |